تبليغاتX
MANOWAR








شمشیرها در باد----Swords In The Wind

Swords in the wind

 Album : Warriors Of The World-2002

I Surrender My Soul Odin Hear My Call

One Day I'll Sit Beside Your Throne In Valhalla's Great Hall

Like So Many Before Me I'll Die With Honor And Pride

The Right Of A Warrior Forever To Fight By Your Side

Send A Sign Raise The Sail Wave A Last Goodbye

Destiny Is Calling Immortality Be Mine

 

Call The Witch To Cast The Runes, Weave A Magic Spell

We Who Die In Battle Are Born Not For Heaven Not For Hell

 

We Are Sons Of Odin The Fire We Burn Inside

Is The Legacy Of Warrior Kings Who Reign Above In The Sky

 

I Will Lead The Charge My Sword Into The Wind

Sons Of Odin Fight To Die And Live Again

Viking Ships Cross The Sea, In Cold Wind, And Rain

Sail Into The Black Of Night Magic Stars Our Guiding Light

 

Today The Blood Of Battle Upon My Weapons Will Never Dry

Many I'll Send Into The Ground Laughing As They Die.

 

We Are Sons Of Odin The Fire We Burn Inside

Is The Legacy Of Warrior Kings Who Reign Above In The Sky

 

I Will Lead The Charge My Sword Into The Wind

Sons Of Odin Fight To Die And Live Again

Viking Ships Cross The Sea, In Cold Wind, And Rain

Sail Into The Black Of Night Magic Stars Our Guiding Light

 

Place My Body On A Ship And Burn It To The Sea

Let My Spirit Rise Valkries Carry Me

Take Me To Valhalla Where My Brothers Wait For Me

Fire Burning To The Sky My Spirit Will Never Die

 

I Will Lead The Charge My Sword Into The Wind

Sons Of Odin Fight To Die And Live Again

Viking Ships Cross The Sea, In Cold Wind, And Rain

Sail Into The Black Of Night Magic Stars Our Guiding Light

 

 

 

شمشیرها در باد :

 

من روحم را تسخیر کردم ، اودین صدای مرا بشنو

که یک روز من در کنار تخت پادشاهی تو در تالار بزرگ والهالا می نشینم

درست مثل بساری از گذشتگان من ، من با افتخار و سربلندی خواهم مرد

حق یک جنگجوست برای همیشه که در کنار تو بجنگد.

علامتی بفرست بادبانها را برافراشته کن، دست تکان بده برای آخرین خداحافظی

سرنوشت ندا می دهد که جاودانگی از آن من است

 به ساحره بگو از نشان جادویی ، طلسمی بساز از سحر خود

ما کسانی هستیم که می میریم در جنگ ، زاده شدیم نه برای بهشت و نه برای جهنم.

ما پسران اودین هستیم آتش را درون خود شعله ور ساختیم

آتشی که میراث پادشاهان جنگجو ست کسانی که حکمرانی میکردند در بالا در آسمان

من حمله را فرماندهی می کنم در حالی که شمشیرم را در باد برافراشته ام

پسران اودین می جنگند تا کشته شوند و زندگی دوباره ای را آغاز کنند.

 

کشتی وایکینگ ها از دریا عبور می کنند، در باد، در باران...

با بادبانهای برافراشته ، در تاریکی شب ستاره های جادویی نور راهنمای ما هستند.

امروز خون رزم بر روی سلاح من هرگز خشک نمیشود

بسیاری را به خاک انداختم و بر مرگ آنها قهقهه میزنم

یو ها ها ها....

ما پسران اودین هستیم و آتشی درون خود برافروخته ایم

 آتشی که میراث پادشاهان جنگجو ست کسانی که حکمرانی میکردند در بالا در آسمان

من حمله را فرماندهی می کنم در حالی که شمشیرم را در باد برافراشته ام

پسران اودین می جنگند تا کشته شوند و زندگی دوباره ای آغاز کنند.

کشتی وایکینگ ها از دریا عبور می کنند، در باد، در باران...

با بادبانهای برافراشته ، در تاریکی شب ستاره های جادویی نور راهنمای ما هستند.

جسم مرا بر روی کشتی قرار دهید و در دریا آتش بزنید

اجازه دهید روح من برخیزد و خدمتکاران اودین مرا حمل کنند

مرا به والهالا ببرید جاییکه برادرانم منتظر منند

 

آتش به آسمان شعله می کشد و روح من هرگز نمی میرد

من حمله را فرماندهی می کنم در حالی که شمشیرم را در باد برافراشته ام

پسران اودین می جنگند تا کشته شوند و زندگی دوباره ای آغاز کنند.

کشتی وایکینگ ها از دریا عبور می کنند، در باد، در باران...

با بادبانهای برافراشته ، در تاریکی شب ستاره های جادویی نور راهنمای ما هستند.

 

 



نوشته شده در پنجشنبه 17 آبان1386 ساعت 7:13 بعد از ظهر توسط حسام
[ ] | مطالب مرتبط ( LYRICS ) | لینک ثابت


2

یکی دیگه از مطالب و نظرات در مورد منوواراز طرف  متال زده:
 
منووار غیر از بعضی از شعراش که دنیایی معنی دارن منم نمیتونم اینو یه گروه کاملا متال حساب بیارم

اینم برمیگرده به نظرات بزرگان متال که معتقد هستن روح موسیقی متال ارزشش خیلی بیشتر از اینه که دنیای بلینگ بلینگ اشغال رو وارد این مجموعه کرد

و از اون مهمتر پول وثروت
کاری که حالا غیر از معدود گروههای از بلک یا دث یا دووم بقیه همچین خیلی دنبالش نیستن ولی خوب کیه که از پول بدش بیاد؟
ولی بازم این اعتقاد وجود داره که به چه قیمتی.. ایا باید در کنار موزیک متال و به نام متال دارای شهرت وپول بشی
ایا باید سطح بالای این موزیک رو اینطوری تنزل داد که برگردیم بگیم وای بر ما داریم به کجا میریم ایا ما هم داریم وارد دنیای بی ارزش موزیک خرد سالان از قبیل رپ هیپ هاپ یا حتا MTV مزخرف میشیم ....
شاید بنظرتون کمی تندرفتم ولی MM مشت نمونه خرواره
از گروههای دیمو, کوف گرفته تا اوزی, منووار و غیره رو میشه مثال زد که دیگه اونطور باید و شاید تو خط اصلی اعتقادات و قوانین نا نوشته متال که بصورت یه عرف در اومده نیستن


نوشته شده در شنبه 21 مهر1386 ساعت 5:47 بعد از ظهر توسط حسام
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


1

از این به بعد سعی می کنم نظر وبلاگ ها و افراد دیگر رو درباره ی منووار و متال و... بذارم تا رای و نظرات یه طرفه نباشه.

این هم مطلبی از دوستی دیگر است

 

براي بررسي موسيقي متال و پرداختن به علل ايجاد جذابيت در اين سبك بايد به سراغ عوامل سازنده آن برويم تا بتوانيم فرمهاي اساسي آن را پيدا كرده و در نتيجه به فرم شناسي در زيبا شناسي آن برسيم.
فرمهاي ريتميك، ملوديك، هارمونيك و اركستراسيون در هر سبك عوامل شناسايي آن سبك، پيام، معني و مفهوم آن مي باشند.
در اوايل قرن بيستم نو انديشان موسيقي، روشهاي تصنيفي جديدي چون اكسپرسيونيسم، سورئاليسم، نئو كلاسيك را به آزمايش گذاشتند تا بتوانند از اركستراسيون هاي مبالغه آميز دوران كلاسيك و رمانتيسم بكاهند و عامل صداقت را بيستر در مفاهيم آكوستيك بگنجانند.
تا آنكه با شروع موجي نو از طرف آشيل كلودو دو بوسي (1918-1962) آهنگساز و منتقد بزرگ فرانسوي و پايه گذار مكتب امپرسيونيسم در موسيقي تحولي شگرف در بيان مفاهيم ايجاد شد و بعدها كساني مانند ايگور استراوفيسكي (1882-1971) آن را تكميل و هضم شده تر ارائه كردند.
اما باز هم اين كفايت نمي كرد و تصنيفگران به دنبال لحني آزادتر و نيش دار تر مي گشتند تا تباهي ها و سياهي هاي دنيا را به صورتي جذاب و گيرا بدل سازند و به مخاطب تشنه خود با زباني ساده القا كنند.
با شروع دنياي جاز، سوئينگ، بلوز و كانتري بار فشار مفاهيم از روي اركستراسيون برداشته شد و در عوض قدرت حركت به اشعار، ريتمها و ملوديها داده شد. ريتمها آنكادره شده و گستردگي ملوديها نيز كاهش پيدا كرد. در اين ميان شكل اشعار نيز از حالت ادبي و كلاسيك به اشعار راپسودي و فولكور تغيير شكل دادند تا همه گير و عميق تر شود و در عين حركت به سوي سورئاليسم معنايي عميق تر، روزمره تر و واقعي تري داشته باشد.
اين نوع سبك شعري كمك مي كرد تا اكثر خوانندگان بتوانند ليريك خود را سراييده و به راحتي اجرا كنند زيرا گروههاي جاز با داشتن يك دسته سازهاي برنجي مانند ترمپت، ترميون، ساكسيفون، آلتود تنور، يك كنترباس، يك گيتار و يك سري از درامهاي معمول مي توانند كامل ترين تنظيم ها را ارائه دهند.
اما در سبك راك اند رول حتي اهميت كمتري را براي اركستراسيون قائل شدند و سازهاي برنجي و پيانو نقشهاي تزئيني را ايفا مي كردند.راكهاي دهه 40 و 50 تبديل به كوارتتهاي نوين شده بودند.
گيتار باس، ريتم گيتار، درام و كال يا سولو تشكيل دنده يك گروه راك بودند و تمامي كارهاي خود را با همين تركيب تنظيم مي كردند.
حتي اولين گروه راك (
Black Sabath) با خوانندگي اوزي اوزبرن نيز از همين فرم تبعيت مي كردند و تا سالها به تركيب سازبندي خود دست نزدند.
اما اين سوال پيش مي آيد كه با اين همه سادگي رنگ آميزي در سازها، آزادي اشعار و منقبض شدن ريتمها چرا فرم تصنيفهاي جاز، بلوز، كانتري، سوئينگ، راك اند رول، هارد راك و متال تا اين حد ارزشمند و پرطرفدار است؟
جواب در اين نكته نهفته است كه اگر تصنيفگران راك و متال مي خواستند از يك اركستراسيون گستره استفاده كنند، تصنيف يك اثر سالها به طول مي انجاميد و در پايان شنونده محو در رنگ آميزي اثر ميشد و متوجه خط اصلي تصنيف نمي گشت. چرا كه تاثير سازها بيشتر از تاثير مفهوم اشعار مي شد در نتيجه صداقت اثر در بين پيچيدگي اركستراسيون مدفون مي گشت.
علاوه بر اين تمركز مصنف بر روي ريتم، ملودي و شعر از بين مي رفت و بايد خود را درگير ارنژماني وسيع مي كرد. حال آنكه نقطه قوت آثار راك و متال ليبرتوهاي آنها مي باشد و هدف از پرداختن به اين روش تصنيف، افزايش صداقت و حقايق آكوستيك است و هدف ارانژمان، تنها تناسب بخشيدن به اثر مي باشد و ما مناسب ترين سبك تنظيم آهنگ را در راك و متال مي بينيم. زيرا كه آرايش راك و متال هميشه ثابت بوده، بنابراين مصنفان، آثار خويش را براساس فرمول ارنژمان راك بنا كرده و شعر و ملودي را با آن وفق مي دهند.
پيشرفت متال هميشه در همين اسكلت و فرم بوده و هيچگاه به فرمهاي ديگر نزديك نشده و تمام تغييرات در راستاي اصلاح پايه و اجزاي آن مي باشد.
بر خلاف موسيقي پاپ كه در تمامي جهات حركت كرده. به بلوز، كانتري و جاز آلوده شده و دچار فلامنكو زدگي گشته و رومبا را در خود هضم كرده و سپس تمهاي بوسونوا و چاچا را به هم آميخته در اين ميان هم كمي به جاده كلاسيك رمانتيسم مسير كج كرده است. اين دليل بي استاندارد بودن پاپ و ريشه داري راك و متال مي باشد.
اين امر بديهي است كه پس از نيم قرن اصلاح، ايجاد تكنيك هاي جديد و فوق العاده، وفاداري به اصل و خلاقيت، با يك دنياي تكامل يافته، پويا و پر تكنيكي رو به رو هستيم كه در آن پيچيده ترين سولوها، شور انگيزترين ريتمها و دلچسب ترين هارموني ها خود را با صادقانه ترين اشعار همراه مي كنند تا حقيقتي را بر مخاطب آشكار كنند و شنونده نيز آن را به خوبي درك مي كند.
زيرا موضوعهاي اين تصنيف ها از جايي دور دست آورده نشده اند و بارها و بارها شنونده آن را در روزمرگيهاي خود با تمام وجود لمس كرده است.
اصولا تصنيفگر راك و متال به جاي رمانهاي ادبي روزنامه مي خواند و براي گرفتن حس به جاي رفتن به جنگل و كوه، به خيابان مي رود، جايي كه زنده ها از بي غذايي مي ميرند و مرده ها از بي كفني مي پوسند. جايي كه به جاي رود، فاضلاب جاريست و ساكنانش هر روز راه جديدتري را براي استثمار انسان كشف مي كنند.
سولوها نيز خود را ميان مردم پيدا مي كنند و با ويبره ها، اسكريمها و اسلايدها خود را به گوش مي رسانند و گاه و بيگاه جيغ مي زنند تا شنونده را به خود بياورند.
اشعار و صداي خواننده منطبق بر سبك كار و تنظيم آهنگ شكلي عصيان زده و ناراضي را دارد. موج آنارشيسم در گلوي خواننده متال طنين انداز شده و آزادي را در سرودن شعر به نهايت خود رسانده است.
حال با تمام اين تفاسير اگر گروهي يك ليريك فوق العاده، يك آهنگساز متعهد، يك ارنجر عالي، نوازندگان چيره دست و يك خواننده پرقدرت داشته باشد و از ديدگاه كلاسيك در آهنگسازي بهره بجويد، بي شك يكي از بهترين گروههاي متال خواهد بود و سبك ابداعي آنها چيزي نخواهد بود به جز مارش متال كه تلفيقي است از موسيقي مارش و متال.
اين گروه نيز گروهي نيست جز منووار كه با الهام از آثار واگنر آهنگساز آلماني آثاري حماسي، اجتماعي، اعتراضي و بديع را خلق كردند. اشعاري جذاب، سولوهاي پرشور و تكنيكي، آثاري حماسي، نوازندگي هاي ماوراء باور و صدايي پرقدرت و پرطنين و ريتمهايي كه هر شنونده اي را به وجد مي آورد، همه و همه در مجموعه اي به نام منووار سالها شنوندگان را مبهوت خود كرده و همچنان سوار بر افتخار ادامه مي دهد.اگر اشكالي در نگارش بود ببخشيد 

 



نوشته شده در چهارشنبه 14 شهریور1386 ساعت 11:36 قبل از ظهر توسط حسام
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


اول بخونید بعد هر چی خواستید بگید .به نظر من خیلی بی انصافی کرده.

چگونه می‌توان متال گوش کرد اما خودکشی نکرد!

 

     

 
       
 

موضوع: موسيقی‌جهان

 

نويسنده: اشکان نيری

   
     
در بین گونه‌های متنوع موسیقی تنها گونه‌ای که منتقدان بسیاری جلوش می‌ایستند و عقیده‌ی راسخی دارند که این گونه موسیقی بر روی روان انسان تاثیرات منفی می‌گذارد و انسان‌ها را به جنون‌های آنی، ناهنجاری‌های روانی و نهایتا خودکشی می‌کشاند موسیقی متال و البته بعضی از گونه‌های خشن‌تر ِ موسیقی ِ راک است.
   

 

 

 

پیش‌گفتار:« اول می‌خواستم این مقاله را که خودم پیشنهاد کرده بودم و قولش را به سردبیر داده بودم با عنوان ِ (رابطه ی موسیقی متال با خودکشی) شروع کنم اما نتوانستم. چون هرچه فکر کردم دیدم حقیقتا هنر زیبای موسیقی (حالا از هرگونه ی آن) هیچ ارتباط مستقیمی با موضوع سیاه ِ خودکشی نداشته و ندارد و نخواهد داشت! و تازه، کدام جوان را می‌شناسید که فی‌المثل در ایران به صِرف ِ گوش دادن به موسیقی متال یا موسیقی های غم انگیز خودکشی کرده باشد؟! آیا مشکلات ِ اساسی ِ جوانان ِ ما موسیقی های غربی ست؟! آیا وقت ِ آن نرسیده که در جامعه‌ی بحران زده ی جوانان ایرانی که روز به روز آمار خودکشی در آن بالا و بالاتر می‌رود یقه‌ی علت‌ها را بچسبیم نه معلول‌ها را؟! اما از آنجا که این نوشته را باید می‌نوشتم! پس اول سعی کردم دلایلی که از اینور و آنور و حتی از کتاب‌های مختلف در رد ِ نظر خودم شنیده و خوانده ام را بیاورم و سپس دلایل نقض آن دلایل را! آخرش هم نمی‌دانم چه نتیجه‌ای گرفتم! »


***

در بین گونه‌های متنوع موسیقی تنها گونه‌ای که منتقدان بسیاری جلوش می‌ایستند و عقیده‌ی راسخی دارند که این گونه موسیقی بر روی روان انسان تاثیرات منفی می‌گذارد و انسان‌ها را به جنون‌های آنی، ناهنجاری‌های روانی و نهایتا خودکشی می‌کشاند موسیقی متال و البته بعضی از گونه‌های خشن‌تر ِ موسیقی ِ راک است.
به موسیقی متال لقب موسیقی ِ روان‌خراش داده‌اند! تازه این نهایت لطفشان به این گونه موسیقی ست. چون هستند کسانی که اصلا متال را موسیقی نمی‌دانند و به کل موسیقی ِ راک ( که متال یکی از زیر شاخه های آن است ) سر و صدا می‌گویند.
روان‌خراش بودن ِ موسیقی متال گرچه مقدار زیادی به سلیقه و عادت‌های گوش ِ شنونده برمی‌گردد اما چندان هم لقب بی‌مسمایی نیست! ریف‌های سرد و کوبنده‌ی گیتار بیس، جیغ‌های بنفش گیتار الکتریک همراه با فریادهای هولناک ِ خواننده و درامز ِ متنوع و سرعتی ِ این نوع موسیقی که بیشتر از هرچیز حسی از بدویت به شنونده القا می‌کند و ده‌ها ویژگی ِ منحصر‌بفرد ِ متال باعث شده که هرکسی نتواند این موسیقی را حتی برای ثانیه‌هایی تاب بیاورد!
کاریش هم نمی‌شود کرد! متال اینطور است! خشن، پیچیده، سیاه و معترض! اگر جز این باشد متال نیست!
تاثیرات موسیقی متال ( البته به تنهایی و بدون کمک ِ مخدرهای روان‌گردان! ) مخصوصا بر قشر جوان آنچنان شدید است که می توان گفت هرجا که یک متال باز وجود دارد حداقل یک نفر دیگر هم هست که با وحشت و انزجار به کل ماجرا نگاه کند و به هر وسیله که شده سعی کند او را از این «دیوانه‌بازی‌ها» برهاند؛ که قسمتی از این دیوانه‌بازی‌ها به ویژه در کشور ایران و در بین جوانان ایرانی به دلیل این است که جوانان ایرانی نیز مانند بزرگان ِ این مملکت بیشتر بدنبال ِ هیاهو و جار و جنجال‌های حاشیه‌ای ِ هر چیز هستند تا متن ِ آن.
و البته باید این مهم را در نظر گرفت که موانع متعددی که مقابل موسیقی متال مخصوصا در کشور ما، ایران، وجود دارد این موسیقی را مطرح تر می کند و به مسائل تنش‌زا و تاثیرات نابهنجار ِ آن دامن می‌زند.
مثلا این حرف شاید بظاهر مسخره باشد که موانع ِ گوش کردن و لذت بردن از این نوع موسیقی بسیار بیشتر باعث روان خراشی ِ جوانان ِ ایرانی ِ متال باز است تا خود ِ موسیقی متال!! از طرف دیگر جوانی که از متال نفی می‌شود ممکن است برود آنچنان خودش را در این موسیقی حبس کند که بالاخره دیستورشن‌ها و ریف‌های خشن متال بزنند اعصاب مرکزی و سپس جان عزیزش را درب و داغان کنند! چون بهرحال همه‌ی ما می‌دانیم که زیاده‌روی در هر کاری باعث ضرر است! مثلا اگر یکهو بنشینی به مقدار ِ زیاد ماست یا آلبالو ببلعی، غول هم که باشی سردی‌ات می‌کند و به تهوع دچار می‌شوی!
منتقدان ِ این موسیقی می‌گویند موسیقی متال باعث ناهنجاری‌های روانی، اجتماعی و خودکشی ِ قشر جوان می‌شود. اما توجه نمی‌کنند که نه موسیقی و نه هیچ هنر و نه هیچ چیز دیگری بجز آفریننده‌ی ما نمی‌تواند چیزی را از «هیچ» خلق کند! همانطور که مطالعه‌ی آثار صادق هدایت یا یک فیلسوف ِ نیهیلیست هر کسی را به خودکشی نمی‌رساند موسیقی متال نیز هیچ جوان نرمال و درست و حسابی را به مواد مخدر یا خودکشی متمایل نمی‌کند. این جوان ِ مادرمُرده ای(!) که همراه ِ موسیقی متال به مواد مخدر یا قرص‌های روان گردان یا خودکشی روی می‌آورد حتما یک مرگیش بوده که اولا از بین اینهمه موسیقی ِ متعارف و الکی‌خوش رفته خفن‌ترینشان را انتخاب کرده و ثانیا خودش را توش اینطور دارد خفه می‌کند. موسیقی تشدید‌کننده‌ی احساسات ِ انسان است اما آن‌ها را از هیچ بوجود نمی‌آورد! اگر یک جوان متعارف از موسیقی متال بدش بیاید خب کنارش می‌گذارد و موسیقی ِ متعارفی گوش می‌کند. پس اگر بشدت اذیتش می‌کند اما کنارش نمی‌گذارد و اگر از این موسیقی استفاده‌ی درست نمی‌کند نباید به متال ایراد گرفت؛ کار از جای دیگری می‌لنگد.
شعر نیز در موسیقی متال نیمی از تاثیرگذاری را به عهده دارند و چه بسا تمرکز زیاد روی اشعار پوچ‌گرایانه‌ی برخی از گروه‌ها خطرناک باشد. البته اگر شنونده به آنچه که خواننده می خواند اهمیت بدهد! ( که معمولا در ایران اینطور نیست! خنده‌دار نیست که در ایران جوانان ِ بسیاری از موسیقی بدون کلام بیزارند و در عین‌حال توجهی به اشعار خوانده شده در موسیقی ندارند؟! مثلا برای خیلی‌هاشان فرقی نمی‌کند معر(!) مزخرف: «خیلی خونسردی!/ دیوونه‌م کردی!» و شعر ساده و زیبای: «اگه یه روز بری سفر/ بری ز پیشم بی‌خبر»! انگار که فقط باید یک‌نفر باشد که وسط موسیقی عر بزند!... زدم به جاده خاکی انگار! )
اشعار در موسیقی متال با اعتراض به ناهنجاری‌های سیاسی، نژادی، خانوادگی و غیره همراه است و اشعار عاشقانه جایی ندارند و یا ناخودآگاه به ضد عاشقانه‌هایی بسیار تلخ و نومید‌کننده و کنایه‌آمیز تبدیل می‌شوند. البته نباید پنداشت که این موسیقی بجز ناامیدی و سیاهی چیزی برای عرضه به مخاطب ِ خود ندارد! متال به همان اندازه که ناامید می‌کند به همان اندازه هم به فکر هم وامی‌دارد و امید می‌دهد. موسیقی متال می‌کوشد اشتباهات جمعی و فردی را با غلوی که ویژگی ِ موسیقی متال، چه در موسیقی و چه در اشعار، است به انسان‌ها گوشزد کند و آنها را از خواب غفلت بیدار کند.
بیشتر اشعاری که هم‌اکنون در گروه های متال ِ دنیای غرب خوانده می‌شود گاه درباره‌ی سیاستمداران ِ فریبکار، گاه درباره‌ی مذهب ِ ریاکارانه و گاه نیز در مورد اشتباهات و غفلت‌های انسان ِ خوشگذران و هوا و هوسی ست. که باز هم صد البته نباید با این حرف که این‌ها فقط، مشکلات ِ دنیای غرب است از چنگ این موسیقی فرار کرد! چه بسا این مشکلات در ما بیشتر از غربی‌ها باشد! به این قسمت از شعر Inner self «خویش ِ درون» از گروه برزیلی ِ سپولترا توجه کنید:

Walking these dirty streets
With hate in my mind
Feeling the scorn of the world
I wont follow your rules
Blame and lies, contradicitions arise

Nonconformity in my inner self
I only guide my inner self

این اشعار حدیث ِ نفس ِ چند نفر از جوانان ِ سرگردان ایرانی است؟...
تمرکز روی موضوعات آزاردهنده و تفکربرانگیز پایه و اساس ِ اشعار متال است. و این را هم گفتیم که زیاده روی در هر موضوعی مضر است. پس تمرکز در این اشعار که از موضوعات سنگین و سیاه آکنده‌اند می‌تواند بخصوص انسان‌های حساس را حساس‌تر کند و گاه نیز آن‌ها را به سوی مأمنی برای تسکین ِ حساسیتشان بکشاند. این مأمن می تواند مذهب و معنویت و محبت و مهربانی به اطرافیان و تلاش برای رفع ِ اشکالات ِ دنیا باشد و یا مواد مخدر، الکل یا خودویرانگری و خودکشی! انتخابش دیگر با اوست!
بهرحال من فکر می‌کنم نباید عالم ِ زیبای موسیقی را هم مانند ِ سیاستمان به این آسانی جناح‌بندی کنیم و نقایص پیدا و پنهان ِ مادی و معنوی ِ جامعه مان را ساده انگارانه به گردن ِ هنر موسیقی بیاندازیم.


پس‌گفتار: « مقاله‌ی(مقاله؟!) بسیار آشفته‌ای شد! خیلی از گفتنی‌ها هم این وسط گم شدند! ببخشید دیگه! درست عین ذهن ِ خودم شده؛ آشفته و گیج و بی‌سرانجام! بهرحال از کوزه همان برون تراود که در اوست! البته شاید هم به این دلیل باشد که وقت نوشتن ِ این مقاله قطعات متالِ بسی خفن گوش می‌دادم!... »

اشکان نیّری

 

از همه ی عزیزان و متالر ها انتظار می رود تا با اعتراض به این سایت مقدمات حذف این مطلب را

فراهم آورید و همگی متحد این امر را با تنها یک ایمیل زدن محقق سازید .

 

همگی اعتراض نامه زیر را با ایمیل برای آیدی که مشخص شده بفرستید :::

 

 

به نام خدا

 

در پی آوردن مطلبی از سایت شما  در باره خودکشی فردی که اطلاعی راچع به موسیقی ندارد

 

مطالبی پوچ و بی محتوایی را نوشته که ادرس آن به شرح زیر است :

 

http://www.7sang.com/mag/2005/09/10/worldmusic-suicide_metal_music.php

 

بیش از 100 سایت و وبلاگ موسیقی این مطلب را نادرست میدانند بهتر است که از جریحه دار کردن بیشتر روان ما

 

این مطلب را حذف کنید . مثلا" سایت دارید ولی نمیدانید که چه مطالبی بی محتوا مانند همین متال و خودکشی  را ثبت کرده اید.

 

از طرف وبلاگ های متال و موسیقی

 

TO THIS E -MAIL : info@7sang.ir

 



نوشته شده در شنبه 16 تیر1386 ساعت 11:13 بعد از ظهر توسط حسام
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


TRUE METAL

منوواردر میان گروه های دهه ی هشتاد نام گروههایی چون مگادث، متالیکا، پنترا، آیرون میدن،دث و منووار فراموش ناشدنی ست. گروههایی که این موسیقی را شکل دادند و تا کنون آن را حفظ نموده اند و از نابودی آن در این زمان که هر گروهی پر از اداعاهای توخالی به پیش می آید و با عقاید نادرستش سعی به تخریب این موسیقی می کند، جلوگیری نموده اند. این گروهها از بی ارزش شدن این موسیقی پرهیز کرده اند و مانند نگهبانانی قوی از خاموش شدن چراغ این موسیقی جلوگیری کرده اند. با وجود چنین پاسداران بی نظیری، مدعیان پوچ توانسته اند که تخریب هایی را به وجود آورند و موسیقی متال را کمی متزلزل کنند اما هنوز نتوانسته اند که آن را از پای بیاندازند و نخواهند توانست.

موضوع این خبر آلبوم جدید یکی از این گروه های پر ارزش است. گروه منووار. گروهی که در بیست و چند سال فعالیت حرفه ای خود اندکی دچار تزلزل نشد. در زمانی که همه گروه های متال برای فروش آلبوم های خود کار خود را آماتور کردند و از سطح حرفه ای آن کاستند، گروه منووار اندکی از سطح حرفه ای کار خود نکاست. گروهی که در آن زمان به این کار همکارانش اعتراض نمود و در همه اجراهایش از بقیه گروههای متال می خواست تا سطح کار حرفه ای خود را بالا کشند. سرانجام این فریادها در سال ۲۰۰۴ به صورت بسیار همه گیر گشت. به طوریکه گروه منووار در یکی از مصاحبه های گروه از دیگر گروههای متال خواست تا خاطره ی شیرین دهه هشتاد را تکرار کنند. منووار خود اعلام نمود در این حرکت پیش گام خواهد بود. پس از این فراخوان علنی گروههای قدیمی و باتجربه ای چون آیرون میدن که با آلبوم آخر خودش انقلابی را در عرصه موسیقی متال به وجود آورد، به یاری شتافتند. امیدواریم که هم چنان منووار و گروه های اصیل دیگری مانند متالیکا() ِ آیسد ارث و ... بتوانند متال را دوباره سازی کنند.

برگرفته شده از پاتوق متال ها با کمی تغییر



نوشته شده در چهارشنبه 6 تیر1386 ساعت 12:30 بعد از ظهر توسط حسام
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


ALIENS OF ANATHEMA

آهنگ هایی از گروه ایرانی ALIENS OF ANATHEMA :

http://titan768.persiangig.com/audio/SARNEVESHT.mp3

http://titan768.persiangig.com/audio/AM%202.mp3

http://titan768.persiangig.com/audio/Cosmic%20Sea.mp3

http://titan768.persiangig.com/audio/Darkly.mp3

http://titan768.persiangig.com/audio/I%20COME.mp3

http://titan768.persiangig.com/audio/JONOON.mp3

http://titan768.persiangig.com/audio/Love.mp3

 

 



نوشته شده در جمعه 25 خرداد1386 ساعت 11:36 بعد از ظهر توسط حسام
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


منووار-----MANOWAR گروهی جاودانه

منووار باند هوی متال امریکایی که برای اولین بار در سال 1980 در محله ی آوبرن نیویورک شکل گرفت.

                        کشور: ایالات متحده ی امریکا

                        دوره ی فعالیت : از سال 1980 تا کنون

                        طبقه بندی : هوی متال (البته فقط به هوی متال محدود نشدن)

                        لیبل : Magic Circle Music

                        اعضای فعلی :

                        جوای دی مایو(بیس گیتار- گیتار- کیبورد- گیتار کلاسیک از

                        سال 1980 )

                        اریک آدامز(وکال از سال 1980 )

                        کارل لوگان( گیتار- کیبورد- گیتار کلاسیک از سال 1994 )

                        اسکات کلمبوس (درام و پرکاشن از سال 1983 تا 1991 و از سال

                        1995 تا کنون)

                        اعضای سابق باند :

                        روس د بوس(گیتار- از سال 1980 تا 1988 )

                        دیوید شنکل( گیتار از سال 1989 تا 1993 – شنکل در آلبوم ها

                        فعالیت نکرد و فقط در کنسرتها و اجراهای زنده ی شیکاگو با

                        گروه همکاری میکرد. قبل از اینکه او از بین 150 کاندیدای

                        جانشینی روس د بوس انتخاب شود اریک و جوای تصمیم گرفته

                        بودند در شیکاگو سلاطین متال را اجرا کنند.)

                        کارل کندی( درامز فقط در سال 1980 )

                        دنی هامزیک(درامز از سال 1981 تا 1982 )

                        رینو(با نام واقعی کنی ارن ادواردز – درامز از سال 1992 تا

                        1995 )

بیوگرافی :

                        جوای دی مایو برای اولین بار زمانی با روس د بوس دیدار کرد

                        که خود برای گروه بلک سابات و روس د بوس برای گروه شکین

                        استریت (پشتیبان بلک سابات ) کار میکرد.بعد ها آن دو اریک

                        آدامز رابه عنوان وکالیست و دنی هامزیک را به عنوان درامر

                        استخدام کردند. اینگونه بود که منووار شکل گرفت. باندی با

                        اشعار حماسی و صدایی متفاوت.

 

                        منووار در اولین آلبوم خود(سرود جنگ) با چهره ای خشن

                        وانتقام جو خود را معرفی کرد. شعری آرام با توصیفاتی از

                        زبان اورسن ولس (ولس بعدا در آلبوم نبرد جهان در تراکی

                        دیگر با نام مدافع از همین سبک استفاده کرد).در آلبوم دوم

                        آنها (Into Glory Ride) شاهد اولین هنر نمایی اسکات کلمبوس

                        به عنوان درامر هستیم. این تعویض به دلیل مشکلاتی بود که

                        دنی هامزیک با گروه پیدا کرده بود و احتمال در هم شکستن

                        استانداردهای گروه می رفت. جایگزین کردن کلمبوس ایده ی

                        خوبی بوداو به سرعت توانست خودرا با گروه هماهنگ کند.گویی

                        باند آماده ی پذیرش کلمبوس به عنوان مکمل بود.

                        سومین آلبوم آنها با نام درود بر انگلستان در عرض شش روز

                        میکس و ضبط شد. تور(Spectacle of Might) در بریتانیای کبیر

                        ابتدای حرکت رو به جلوی گروه شد . منووار به عنوان تنها

                        باندی که 129.5 دیسبل قدرت صدا از خود به نمایش گذاشته

                        مشهور شد.(چیزی در حدود 100 بار بلند تر و قدرتمند تر از

                        کنسرت Smashing Pumpkins – 10 بار بلند تر ازکنسرت twisted

                        sister و حدود یک تینی بیت(بیت کوچک) نرم تر ازصدای ارتش

                        هواپیمایی امریکا در برنامه ی take off ). در سال

                        1984منووار نام خود را در کتاب رکوردهای جهانی گینس به

                        عنوان بلند صدا ترین گروه موسیقی جهان یافت.

                        در 24 جون 2006 کارل لوگان گیتاریست گروه در حین راندن

                        موتور سیکلت تصادف کرد و دست چپش به شدت مجروح شد در پی

                        این حادثه ی ناگوار انتشار آلبوم بعدی گروه که برای سوم

                        آوریل 2006 برنامه ریزی شده بود به تاخیر افتاد.او برای

                        مدت نامعینی تحت درمان قرار گرفت وگروه عملا یکی از ارکان

                        اجرای موفقیت آمیز خودرا از دست داد.اما بالاخره جراحات او

                        ترمیم شد و آماده ی اجرا گردید.

                        یکی از ضبط های اخیر منووار آهنگهای King of Kings و معراج

                        (The Ascension) است که در سال 2005 در آخرین دی وی دی

                        منتشر شده Hell on Earth Part IVجای گرفت . برنامه ریزی

                        انتشار آلبوم بعدی آنها به27 فوریه ی 2006 که محتوی یک

                        آهنگ 10 دقیقه ای سخت و خشن به نام sons of Odin موکول شد.

                        این قطعه بهترین تراک آلبوم king of kings شناخته شد که به

                        خاطر آسیب دیدن کارل لوگان اجرای زنده ی آن به تعویق

                        افتاد. این تاخیر باعث شد هنگام اولین اجرای آن هوادارن با

                        اشتیاق بیشتری به کنسرتهای منووار بروند و این تراک محبوب

                        ترین تراک آلبوم لقب گرفت.EP این قطعه درتاریخ 4 اکتبر

                        درآلمان انتشار یافت.و بعد از آن در کشورهای دیگر منتشر

                        شد. اولین دی وی دی کامل منووار با نام historic Earth

                        Shaker که قرار بود در سال 2005 عرضه شود با اضافه شدن این

                        آلبوم و قطعه ی بی نظیر SONS OF ODIN در نوامبر 2006 منتشر

                        خواهد شد.((www.manowar.blogfa.com))

                        

                        داستان TRUE METAL:

                        "ترو متال موزیکی است راستین و پایدار ازسبک کلاسیک هوی

                        متال . محکم و مقاوم نه آبکی و بیخود و نه مثل تف

                        انداختنهای بعضی ها. ترومتال از قلب نواخته میشود صد در صد

                        خالص و حقیقی!! "

                        (جوای دی مایو)

                        ترو متال یکنوع اصطلاح ذهنی است که برای اولین بار در

                        باندهای دهه ی 80 رواج پیدا کرد.ظاهرا ریشه ی این نامگذاری

                        به این دلیل است که اساس و پایه ی فکری و اعتقادی ترو متال

                        از گلام متال (GLAM METAL )گرفته شده.دامنه ی توسعه ی این

                        سبک در دهه ی 90 بیشتر شد و سبکهایی فرعی و انشعابی از دل

                        ترو متال بیرون زد . مانند: نو متال – آلترناتیو متال و

                        متال کر(METALCORE ). به هرحال در آن مقطع زمانی علاقه

                        مندان اصیل و قدیمی متال – هارد راک و بیس متال چندان

                        استقبالی از این شاخه های فرعی نکردند.بحث ها و مناظراتی

                        برای فهم و درک هرچه بیشتر ترو متال صورت گرفت و دلیل

                        بیشتر این جنجال ها این بود که باند منووار هرگز رسما

                        اعلام نکرد که به گلام متال وابسته است و این وابستگی را

                        محکوم میکرد و شعار خود را "مرگ برمتال دروغین" قرار داد.

                      

                        زمانی که آدرین اسمیت از آیرون مایدن طی یک مصاحبه ی

                        اینترنتی با برنامه ی تری آمیگوس(با مجری گری مورای/

                        گرس/اسمیت) در جواب سوال "آیا از بلک متال نروژی لذت

                        میبرید؟" گفت: " نه! مرگ بر متال دروغین!!!"

                        بهرحال بعد از اینهمه جنجال این منووار بود که در مصاحبه

                        ای در دهه ی 80 به سه گروه معروف اکسترم متال( ونوم -

                        سلتیک فروست و مرسی فول فت) ادای احترام کرد. منووار

                        همچنین با این سه گروه در تور ایمورتال شرکت کرد.جوای دی

                        مایو از جمله معدود نوازندگانی ایست که ایمورتال را در ترو

                        متال وارد کرد و به ابداع شیوه های مختلفی در ترومتال

                        پرداخت.

                        معرفی جوای دی مایو عضو اصلی باند منووار :

                        بیس پلیر و سراینده ی اصلی ترانه های باند هوی متال

                        منووارکه در سال 1980 بنیان گذاری شد.جوای دی مایو از

                        اولین اعضای باند منووار بود که تا به امروز در گروه باقی

                        ماند و با اجرای بی نقص خود جایش را در گروه ثابت کرد.

                        جوای با ملیتی دوگانه(ایتالیایی – امریکایی) در محله ی

                        آوبرن نیویورک متولد شد.او در دوران مدرسه در چندین باند

                        دبیرستانی بیسیست بود.او همچنین به عنوان پیروتک برای گروه

                        بلک سابات در طول تور معروف بهشت و جهنم کار کرد.دی مایو

                        برای استیل نوازندگی اش از گیتار اسکو زیاد استفاده میکند

                        که نتیجه ی آن صدایی قدرتمند و تکنیکی است.او معروف است به

                        توانایی های تکنیکی و فنی خارق العاده اش واجرای سریع بیس

                        سولوهای همزمان در محل ضبط استودیو منووار و حتی در

                        کنسرتها و شوهای زنده.او اغلب قسمت های کلاسیک را پوشش

                        میدهد مانند : "Flight of the Bumblebee "که دی مایو آن را

                        به "Sting of the Bumblebee" تغییر داد که با این کار به

                        وضوح معنای آهنگ را تثبیت و شفاف کرد.

                        جوای دی مایو در ورزشهای رزمی مهارت زیادی دارد و مدتهاست

                        که به پرورش اندام مشغول است. سرگرمی محبوب او موتور سیکلت

                        سواری است به خصوص دوست دارد در طول کنسرت های منووار روی

                        استیج با موتور سیکلتش رفت و آمد کند.

                        در سال 2003 اندکی پس از ساخت record label مخصوص به خود

                        که magic circle music نام گرفت او رهبر باند پاور متال

                        Rhapsody of Fire شد.

جویی

نقل قولهایی معروف از اعضای گروه منووار (بیشتر دی مایو):

                        این باعث شرمندگیه که موزیسین هایی که الان دارند رشد

                        میکنند روی موسیقی ترش تاثیر میگذارند و اونو تخریب

                        میکنن.این واقعا اختلال ایجاد میکنه .این فکر که شما با

                        نوعی موسیقی شکل گرفتین و رشد کردین و روی شما تاثیر زیادی

                        داشته و حالا اون تاثیر در سایه ی نوآوری های عده ای سودجو

                        کمرنگ و کمرنگ تر میشه واقعا عذاب آوره .(اریک آدامزدر

                        مصاحبه ای در سال 1988)

                        میشناسین.من اونقدرا روی شما خرابکاری نکردم که جواب من رو

                        اینگونه بدین.در بازگشت به گذشته من هیچگاه سعی نکردم به

                        این سرگرمی خدشه ای وارد کنم یا آسیبی برسانم.من درست

                        مانند روزهای آغازین آماده ام تا برای متال جانم را فدا

                        کنم. شما چطور؟

                        (جوای دی مایودر مصاحبه ی سال 2006 با مجله ی راک هارد)

                        اگر شما غرق در متال نیستین پس شما دوست من نیستین!!!

                        (جوای دی مایو)

                        هر روز که شما از خواب بیدار میشین و از جاتون بلند میشین

                        میدونین که یک عوضی اون بیرون در انتظار شماست هر روز یک

                        کشمکش و یک جنگ وجود دارد و شما باید آماده باشین برای

                        مقابله کردن با اون.شما باید آماده باشید اون تنها جائیه

                        که روح منووار به سراغ شما میاد. این برای هرکسی اتفاق می

                        افته مردان و زنانی که روح جنگیدن دارند شما شاید برای

                        پیروزی می جنگید یا برای ویران کردن با این حال شما فقط یه

                        مشت لعنتی هستین که خودتونو خسته میکنین.(جوای دی مایو)

                        هوی متال هرگز نمی میرد (جوای دی مایو در تور Monsters of

                        Rock در برزیل سال2002 این مصاحبه به طور کامل در دی وی دی

                        FIRE AND BLOOD موجود میباشد)

                        متاسفم. من به موسیقی محلی گوش نمیکنم.(جوای در جواب سوال

                        : نظرتون در مورد متالیکا چیه؟)

                        یک امکان برای استدلال این نظر اینه که جوای در طول

                        فستیوال سال 1999 به نام GODS OF METAL میخواسته بیزاریشو

                        از متالیکا نشون بده.چون قبلش اتفاق جالبی افتاده بود:

                        منووار در اون زمان Nessuma Dorma رو برای طرفداران

                        ایتالیایی خود اجرا کرد.متالیکا شب قبل از اجرای منووارکنسرت داشت و

                         هتفیلد از اجرای آتی این آهنگ از طرف منووار ابراز نا رضایتی کرد.

                        ما متال اصیل و خالص رو کار میکنیم.شما اینو میدونید. ماکه

                        بولشیت های رادیویی نمی سازیم.ما که خر نمیدوشیم؟ متال

                        میخونیم.(جوای دی مایو)

                        ما فقط در قسمتی از متال زندگی میکنیم. میدونین؟ ما راک

                        گوش میدیم – مینوشیم و ... می.... همش همینه. اما قدرت ما

                        در موسیقی است.(جوای)

                        من میدونم که خیلی از مردم مخالف ما هستند. اما اونا

                        میتونن خفه شن و بمیرن چون منووار همچنان مثل

                        گذشته به کار خودش ادامه میده و متال رو زنده نگه میداره.

                        (جوای دی مایو)

                        ما نگران باندهامون هستیم کیفیت موزیک و متال فان ها از

                        این بیشتر نیمشه .(جوای دی مایو در وبسایت Magic Circle

                        Music )

                        ما بهترین و با عظمت ترین طرفداران رو در جهان

                        داریم.(کلمبوس در تائید حرفهای جوای) :

                        برای مدت زیادی هوادارن ما با ما ماندند. اونها در

                        اعتقادات ما شریک شدند و سرانجام به چیزی که میخواستند

                        رسیدند.ما همگی نیروی مدافع هوی متال در جنگ متال

                        شدیم.بنابراین چرا اکنون باید به شما ثابت کنیم که موزیک

                        ما از آن خودمونه؟ چرا ما باید جلوی مردم خم و راست بشیم

                        تا چند تا کار تجاری مون فروش بره؟ طرفداران واقعی ما از

                        تمام اثرات ما حمایت میکنند. راه ما هرگز به انتها نمیرسه.

 

دیسکوگرافی:

                        1982 - Battle Hymns

                        1. Death Tone (4:50)

                        2. Metal Daze (4:18)

                        3. Fast Taker (3:56) 

                        4. Shell Shock (4:04)

                        5. Manowar (3:36)

                        6. Dark Avenger (6:20)

                        7. William's Tale (1:51)

                        8. Battle Hymn (6:54)

                        1983 - Into Glory Ride

                        1. Warlord (4:11)

                        2. Secret of Steel (5:46)

                        3. Gloves of Metal (5:22)

                        4. Gates of Valhalla (7:09)

                        5. Hatred (7:38)

                        6. Revelation (6:28)

                        7. March for Revenge (8:26)

                        1984 - Hail to England

                        1. Blood of My Enemies (4:13)

                        2. Each Dawn I Die (4:18)

                        3. Kill with Power (3:55)

                        4. Hail to England (4:21)

                        5. Army of the Immortals (4:23)

                        6. Black Arrows (3:05)

                        7. Bridge Of Death (8:56)

                        1984 - Sign of the Hammer

                        1. All Men Play On 10 (4:00)

                        2. Animals (3:33)

                        3. Thor (5:22)

                        4. Mountains (7:37)

                        5. Sign of the Hammer (4:18)

                        6. The Oath (4:53)

                        7. Thunder pick (3:31)

                        8. Guyana (7:09)

                        1987 - Fighting the World

                        1. Fighting the World (3:47)

                        2. Blow Your Speakers (3:35)

                        3. Carry on (4:07)

                        4. Violence and Bloodshed (3:54)

                        5. Defender (5:58)

                        6. Drums of Doom (1:15)

                        7. Holy War (4:44)

                        8. Master of Revenge (1:34)

                        9. Black Wind, Fire and Steel (5:14)

                        1988 - Kings of Metal

                        1. Wheels of Fire (4:10)

                        2. Kings of Metal (3:40)

                        3. Heart of Steel (5:05)

                        4. Sting of the Bumblebee (2:44)

                        5. The Crown and the Ring (4:43)

                        6. Kingdom Come (3:52)

                        7. Pleasure Slave (5:35)

                        8. Hail and Kill (5:52)

                        9. The Warriors Prayer (4:19)

                        10. Blood of the Kings (7:24)

                        1992 - The Triumph of Steel

                        1. Achilles, Agony and Ecstasy in Eight Parts (28:32)

                        2. Metal Warriors (3:50)

                        3. Ride the Dragon (4:28)

                        4. Spirit Horse of the Cherokee (5:58)

                        5. Burning (5:06)

                        6. The Power of Thy Sword (7:45)

                        7. The Demon's Whip (7:43)

                        8. Master of the Wind (5:22)

                        1996 - Louder Than Hell

                        1. Return of Warlord (5:19)

                        2. Brothers of Metal Pt. 1 (3:54)

                        3. The Gods Made Heavy Metal (6:03)

                        4. Courage (3:48) 9. My Spirit Lives On (2:09)

                        5. Number 1 (5:10) 10. The Power (4:08)

                        6. Outlaw (3:21)

                        7. King (6:24)

                        8. Today Is a Good Day to Die (9:41)

                        2002 - Warriors Of The World

                        1. Call to Arms

                        2. Fight for Freedom

                        3. Nessuma Dorma

                        4. Valhalla

                        5. Swords In The Wind

                        6. An American Trilogy

                        7. The March

                        8. Warriors of the World United

                        9. Hand of Doom

                        10. House of Death

                        11. Fight Until We Die

                        

                        Hell on Stage LIVE (1999)

                        Hell on Wheels LIVE (1997)

                        Dawn of Battle (2002)

                        1. Dawn of Battle

                        2. I believe

                         2007)Gods Of War

1. OVERTURE TO THE HYMN OF THE IMMORTAL WARRIORS  

2. THE ASCENSION

3. KING OF KINGS       

4. ARMY OF THE DEAD, PART I

5. SLEIPNIR

6. LOKI GOD OF FIRE

7. BLOOD BROTHERS

8. OVERTURE TO ODIN

9. THE BLOOD OF ODIN

10. THE SONS OF ODIN

11. GLORY MAJESTY UNITY

12. GODS OF WAR

13. ARMY OF THE DEAD, PART II

14. ODIN

15. HYMN OF THE IMMORTAL WARRIORS

16. DIE FOR METAL

آلبوم ها:

                            Battle Hymns (1982)

                            Into Glory Ride (1983)

                            Hail to England (1984)

                            Sign of the Hammer (1984)

                            Fighting the World (1987)

                            Kings of Metal (1988)

                            The Triumph of Steel (1992)

                            Louder Than Hell (1996)

                            Hell on Wheels (زنده, 1997)

                            Hell on Stage (زنده, 1999)

                            Warriors of the World (2002)

                            2007)Gods of War

 

                        آهنگهای تلفیقی :

                            The Hell of Steel: Best of Manowar (1994)

                            Anthology (1997)

                            Steel Warriors (1998)

                            The Kingdom of Steel (1998)

                        EP ها و تک ترانه ها:

                          "Defender" (1983)

                          "All Men Play On Ten" (1984)

                          "Blow Your Speakers" (1987)

                          "Herz Aus Stahl" (1988)

                          "Metal Warriors" (1992)

                          "Defender" (1994)

                          "Return of the Warlord" (1996)

                          "Courage" (1996)

                          "Courage Live" (1996)

                          "Number 1" (1996)

                          "Live in Spain" (1998)

                          "Live in Portugal" (1998)

                          "Live in France" (1998)

                          "Live in Germany" (1998)

                          "Warriors of the World United" (2002)

                          "Warriors of the World United Part 2" (2002)

                          "An American Trilogy/The Fight for Freedom" (2002)

                          "Dawn of Battle" (2003)

                        "King of Kings" ("Hell on Earth Part IV" در دی وی دی)

                        (2005) "The Sons of Odin" (اولین EP) (2006)

                       

 

 

                        وی اچ اس / دی وی دی ها:

                          Secrets of Steel (VHS) (1993)

                          Hell on Earth Part I (DVD) (2001)

                          Fire and Blood (DVD) (2002)

                          Warriors of the World United (Mini DVD/CD) (2002)

                          Hell on Earth Part III (DVD) (2003)

                          Hell on Earth Part IV (DVD) (2005)

                          The Day the Earth Shook - The Absolute Power (DVD)

                          (2006)

               بررسی آلبوم Gods Of War(2007)  از MANOWAR

بررسی موسیقی گروه از گذشته تا امروز

نزدیک به سه دهه فعالیت در دنیای پر فراز و نشیب موسیقی . یک رکورد جالب . شروع از دهه 80 میلادی دهه طلائی موسیقی تا به امروز که دهه اول از هزاره سوم رو به اتمام است و موسیقی درگیر شده و از هنر بودن به سمت صنعت بودن پیش میرود و ارزش ها در موسیقی هر روز کمرنگ تر میشود . به نظرم معنای متال نسبت به دو دهه پیش بسیار بسیار کمرنگ تر است . در هر ساب ژانری بنگرید این افت کیفیت را مشاهده می کنید . وجود گروههائی چون Manowar که از گذشته تاکنون با قدرت به کار خود ادامه میدهند و ارزشها را حفظ میکنند کورسوی امید را در ما زنده و روشن نگه میدارد . Manowar از ابتدا ( دقیقآ ابتدای دهه 80 ) با هوی متال قدم برداشته است . هوی متال را میتوان مادر موسیقی متال دانست چرا که بسیاری از زیر سبک های متال که امروزه بیشتر رواج دارند از هوی منشعب شده اند . گروه ابتدا با تکیه بر هوی متال کار خود را شروع کرد . من موسیقی دهه 80 Manowar را Pure Heavy Metal  می نامم حتی میتوان آنرا Pure Classical Heavy Metal نامید .Manowar از ابتدا خود را بندی افسانه ای – حماسی در هوی متال معرفی کرد . دهه 90 همانند دهه 80 برای Manowar همگون پیشرفت و آنها از تکنولوژی روز برای ارائه آلبوم های با کیفیت به هواداران استفاده کردند و به مفهوم Underground نیز وفادار ماندند . Manowar در این هنگام Pure Metal یا True Metal را معرفی کرد . در بسیاری از سایت های معتبر موسیقی سبک گروه True Metal ( متال حقیقی ) درج شده است . اما حقیقتآ دهه اخیر را باید دهه تحولات اساسی در موسیقی گروه دانست . دلایل من بر این مدعا چنین اند :

 

آلبوم استثنائی Warriors Of The World United منتشر شده به سال 2002 نشان داد که منووار قصد دارد تغییراتی را در جهت مثبت در موسیقی اش اعمال کند . نوع وکال اریک آدامز بطور مشخص تغییر کرد . ( اگر طرفدار هوی متال باشید و یا هوی متال را دنبال کرده باشید با من موافقید که صدای اکثر وکالیست های هوی متال شبیه به هم است ) می توانم بگویم صدای اریک در دهه های 80 و 90 تقریبآ همین گونه بود یعنی جنس خاص وکال در هوی اما با قدرت و صلابت هر چه تمامتر ( به نظر من اریک یکی از برترین وکالیست های دنیاست ) . تغییری که از این آلبوم به بعد در صدای اریک شاهد بودیم این بود که اریک به مانند گذشته باز و بالا نمی خواند و کاری میکرد تا صدایش بم تر شنیده شود این کار وی باعث میشد صدایش خشن تر شود و فشار بیشتری بر تار های صوتی او وارد آید . در یک کلام بدون اینکه از قدرت و صلابت صدای اریک کاسته شود صدایش ترسناک تر شد و فرکانس صدایش را پایین آورد و طول موج آنرا بالا برد . اگر موسیقی منووار را دنبال کرده باشید حتمآ منظور مرا متوجه میشوید .

 

ترانه ها از لحاظ ریتم تغییر چتدانی نداشتند . ( در این بررسی تغییرات نسبت به آلبوم آخر سنجیده میشوند ) ریتم غیر سرعتی استاندارد هوی متال . به نظرم گروه در آلبوم Louder Than Hell ( 1996 ) متفاوت ترین ریتم را از خود به جای گذاشت البته آلبوم جدید از لحاظ ریتم تفاوت چندانی با گذشته ندارد . اگر دقت کرده باشید فضای کلی آهنگ ها مشابه فضای کلی آلبوم Warriors Of The World United است و این دو آلبوم فضای کلی متفاوتی نسبت به بقیه آلبوم ها دارند . فضای که انگار گروه در فضای باز و خلآ می نوازد و صدای هز سازی اکوی خفیفی دارد . این موضوع در آلبوم های قبل از آلبوم Warriors Of The World United مشاهده نشده بود .

 

از لحاظ جنس صدای گیتار الکتریک نیز تغییر چندانی نمی بینیم و ریتم ها و سولو ها مشابه گذشته اند . نقش ضربتی و قدرتی باس گیتار پر رنگتر از گذشته شده و باز مشابه آلبوم Warriors Of The World United است . نوازندگی درامز نیز بدون تغییر مانده است . اما علیرغم تشابه فضای کلی با آلبوم Warriors Of The World United تفاوت های اساسی به تمامی آلبوم های دیگر دارد و آن اینست که وقتی به آهنگ های این آلبوم گوش می کنید علاوه بر حس قدرتی که به مانند قبل از شنیدن ترانه ها به شما دست میدهد احساس جنگیدن نیز به شما دست میدهد . شما دقیقآ میتوانید خود را در یک میدان رزم تصور کنید . موسیقی این آلبوم شما را به یک کارزار می برد و این فوق العاده است . !!!!!!!!!

صدای اسب ها , جنگجویان و شمشیر ها احساس فوق العاده ای است که از شنیدن این آلبوم نصیب شما میشود . آهنگ های این آلبوم را میتوان به دو قسمت کرد : 1 . آهنگ های آرام که با صدای جنگ   ساز کلیسا و دکلمه های کریستوفر لی و اریک همراه میشود و 2 . آهنگ های تند و خشن .

 

ارادت خاص گروه به ODIN

ارادت خاص گروه به اودین و افسانه های اسکاندیناوی تاکنون نمایان بود ولی لیریک های آلبوم جدید کاملآ همان حماسه ها هستند . یعنی لیریک ها نقل افسانه شمال هستند . از نام آلبوم گرفته تا نام آهنگ ها ( که نام Odin در نام 4 آهنگ اسفاده شده و حتی نام یک آهنگ Odin است ) و لیریک ها همه و همه نشاندهنده ارادت خاص گروه به این افسانه و کاراکتر اودین است . در پاراگراف بعدی کمی در مورد این افسانه , اودین و شخصیت های نام برده شده در لیریک های این آلبوم توضیح خواهم داد .

 

در افسانه های اسکاندیناوی , زمین دایره ای مسطح است که در شاخه ای از درخت دنیاها , در Yggdrasil واقع شده است . Asgard که محل زندگی خدایان است در وسط این دایره قرار دارد و تنها به واسطه عبور از رنگین کمان ( پل Bifrost ) قابل دسترسی است . غول ها نیز در Jotunheim زندگی می کنند . اقامتگاهی سرد و تاریک که Niflheim  نامیده میشود محل حکومت Hel , دختر Loki است که محل زندگی اکثر مردگان است . جائی در جنوب هم قلمرو آتشین Huspell , محل زندگی غول های آتش است . بین Asgard و Niflheim   جائی است به نام Midgard که محل زندگی انسان هاست . این افسانه برخلاف افسانه های خاور میانه از نبود دوگانگی خدا – شیطان رنج می برد . و اما توضیح مختصر در مورد کاراکتر های نام برده شده در این آلبوم :

 

 

: Odin از خدایان افسانه اسکاندیناوی است . او یکی از چشم های خود را برای بدست آوردن خرد از دست داد .

Valkyries : ندیمه های اودین می باشند .

Asgard : اسکاندیناوی ها اعتقاد دارند 9 دنیا وجود دارد یکی از این دنیا ها Asgard است .

Valhalla : تالار اودین در دنیای Asgard است . ارواح سلحشوران کبیر در این تالار هستند . انتخاب اینکه کدامیک از این ارواح می توانند در Valhalla بمانند با ندیمه های اودین ( Valkyries ) است .

Berserker : Berserkers نام دسته ای از انسان ها است .

Loki  : هم یکی از خدایان این افسانه است . او همچنین یک غول ( Giant )  نیز هست . او فرزند دو غول است . او در این افسانه خدای آتش و نیرنگ است .

Ravens : دو کلاغ هستند به نام های فکر و حافظه که از اودین محافظت می کنند .

Munin : یکی از کلاغ های اودین به معنی حافظه .

Hugin : دیگر کلاغ اودین به معنی فکر .

Gungnir : نام یک نیزه است .

Einherjar : نیز دسته ای دیگر از انسان ها ( Human ) است .

Sleipnir   : اسب هشت پای اودین . زاده شده توسط Loki . 

 

 

 

بررسی لیریک های گروه

با اقرار به اینکه شخصآ دوست دارم لیریک های یک گروه متال شامل مضامین فلسفی , عرفانی , اجتماعی و سیاسی باشد اما منووار باعث شد مضمون های حماسی هم به این علاقه مندی ها اضافه شود . لیریک های گروه تمامآ حماسی اند و اکثرآ مربوط به افسانه های اسکاندیناوی می باشند . اکثر لیریک ها در تحسین اودین بوده و در بعضی لیریک ها به موضوع جنگ و  کشته شدن در راه اودین و هوی متال اشاره میشود . بزرگداشت هوی متال و قائل شدن ارزش برای آن از دیگر مضامین لیریک های منووار است .

 

Cause I Need Metal In My Life

Just Like An Eagle Needs To Fly

 

They Can't Stop Us , Let 'em Try

For Heavy Metal , We Would Die

 

Brothers Stand Beside Me, There's A Battle On

Know My Words Are True , There's A Battle For True Metal

 

Now Valhalla's Calling Us Immortal , We Are Gods Of War

Immortal , We Are Gods Of War

 

Carry We Who Die In Battle , Over Land And Sea

Across The Rainbow Bridge To Valhalla , Odin's Waiting For Me

 

If I Should Fall In Battle My Brothers Who Fight By My Side

Gather My Horse And Weapons Tell My Family How I Died

 

موضوع زن نیز دست مایه گروه برای نوشتن لیریک قرار گرفته است . بر طبق این لیریک ها به عینه شاهدیم که اعضای گروه معتقدند به اینکه زن پائین تر از مرد است و برای مرد ساخته شده . زن برده مرد است و مرد می بایست بر زن حکم براند .

 

Woman Be My Slave

That’s Your Reason To Live

 

Now She’s A Slave Not A Wife

She’s Taken Off Her Disguise

 

در یک جمله لیریک های این آلبوم تمامآ افسانه اسسکاندیناوی است و شرح آن است و یک آلبوم کاملآ حماسی است .  وقتی به صفحه مربوط به گروه در سایت معتبر Metal-Archives مراجعه می کنید در قسمت Lyrical Themes با عناوین War, Freedom, Glory, Honor, Heavy Metal روبرو خواهید شد .

 

 

 

منووار و تکیه بر ارزشها

در مصاحبه ای که Scott Columbus با سایت متال آپدیت در سال 2002 انجام داد به این نکته اشاره داشت که لیبل گروه در آمریکا Metal Blade است و آنها کاملآ با روحیات اعضای منووار آشنائی دارند . او در این مصاحبه اظهار داشت : " هر کدام از آن دو کمپاني با گروه آشنايي دارد . و مي دانند که Manowar  به آنچه که مي کند آگاه است . خيلي بهتر است که شرايط اينگونه باشد تا اين که با يک کمپاني بزرگ کار کنيد که به شما بگويد : « خيلي خوب بچه ها آيا موقع آن نيست که لباس هاي چرمي را از تن در آوريد ؟ »  يا  « فکر نمي کنيد که موقع آن است که در عکسها بخنديد ؟ » مي دانيد که منظورم چيست . "

او در جواب سوالی مبنی بر اینکه چگونه آنها پس از 20 سال روحیه خود را حفظ می کنند گفت : " بايد به آنچه که مي گذرد آگاه باشي و به جايي که مي خواهي بروي . بايد آگاهانه اثري را خلق کني که به مانند يک قدم منطقي به جلو باشد و قصد نداشته باشي که پس رفت کني يا کج حرکت کني . بايد همواره بخواهي که کاري بکني که از کار قبلي بهتر باشد و با اين چهار چوب فکري به پيش بروي  . نظرهاي زيادي به ما رسيد و خيلي تحت تاثير طرفدارانمان قرار گرفتيم . چيزهاي الهام بخش زيادي براي روحيه گرفتن وجود دارند . "

وی همچنین در جواب سوال " در بسياري از آهنگها راجع به دشمنان متال صحبت مي کنيد . دشمنان متال چه کساني هستند ؟ " اینگونه پاسخ داد : "  بيشتر به عموم مربوط است جايي که هر طرفدار متال مي داند آن گروه ها چه کساني هستند . اگر از سه شخص متفاوت سئوال کنيد ، ممکن است سه جواب متفاوت بشنويد . بدون اشاره اي بطور خاص ، منظورم هر گروهي  است که مي خواهد متال باشد يا سعي مي کند خودش را متال جلوه دهد ولي نيست . از جمله ، رپهايي  ( Rap ) که کوک گيتارشان D  است ، ولي اين هوي متال نيست . مي دانيد که منظورم چيست ؟ تا حدود زيادي مي توانيد انتخاب کنيد که به نظر شما متال هاي نادرست کدامند . " 

او در جواب سوال جالب " هيچکدام از شما ازدواج کرده ايد ؟ " جواب جالب زیر را داد : " ما با هوي متال وصلت کرده ايم . " 

اعضای گروه پس از 27 سال فعالیت همچنان ظاهری فیکس دارند و برای کار خود در موسیقی ارزش هائی والا تعریف کردند . منووار کمتر گروهی را قبول دارد و علت آن نیز اینست که اکثر گروهها پس از چندین سال فعالیت تجاری شدند و ارزش های اولیه متال را به فراموشی سپردند . نگاهی به بند متالیکا بیاندازید تا منظور مرا متوجه شوید . گروهی که به نظرم مانند آنها نیامده و دیگر نخواهد آمد . نقطه شروع بیساری از هواداران متال در ایران وجهان . گروهی که موسیقی دهه 80 شان تکرار نشدنی است . با تمام قدرت ادعا می کنم که هیچ گروهی دیگر به مانند متالیکای دهه 80 ظهور نخواهد کرد . اما متالیکا چه شد ؟ . همه شما در جریان اتفاقات پیش آمده برای متالیکا هستید . نتیجه این اتفاقات کاهش طرفداران متالیکا و کاهش محبوبیت و ابهت و شکوه و عظمت گروه نزد طرفدارانش بود . اتفاقی که برای منووار در جهت معکوس در حال رخ دادن است . یعنی روز به روز بر شکوه و عظمت منووار افزوده می گردد .

 

 

حماسه و تآثیر آن بر موسیقی گروه

بسیاری از گروههای بزرگ در هوی متال را می شناسید که هر کدام آثار ماندگاری از خود به جای گذاشتند و خدمت جاودانه ای به موسیقی متال کردند . Iron Maiden , Judas Priest و ...  اما به نظرم آنچه باعث متمایز بودن منووار شد استفاده از حماسه در موسیقی و اشعارشان بود . حماسه طرفداران خاص خود را دارد . شخصآ از طرفدارا موسیقی حماسی ام  . موسیقی با ابهت . موسیقی که به انسان قدرت میدهد . اسفاده منووار از حماسه های اسکاندیناوی بسیار جالب بود . وقتی در خلوت خود فکر می کردم افسوس می خوردم که چرا جای حماسه در موسیقی متال بی شناسنامه ایرانی خالی است . نگاهی به شاهنامه فردوسی بیاندازید . یه حماسه فوق العاده !!! . واقعآ جای تآسف دارد که موزیسین های ایرانی اکثرآ در پی تقیلد از گروههای بزرگند و هیچ رنگ و بوی ایرانی به موسیقی خود نمی دهند و به آن قدرت نمی بخشند . افسوس !!!

 

 

همکاری شخصیت های برجسته با گروه

اورسن ولز فقید کارگردان نابغه سینما همکاری جالبی با منووار در گذشته داشت . از او فیلم همشهری کین را به یاد داریم که به عقیده بسیاری از منتقدان بهترین فیلم تاریخ سینما از لحاظ ساختار و کارگردانیست . همچنین در آلبوم جدید شاهد همکاری کریستوفر لی بازیگر کهن سال با منووار هستیم . از دکلمه های خشن او در آهنگ های آرام و همراه با طنین جنگ آلبوم استفاده شده است . او در فیلم ارباب حلقه ها نقش آفرینی کرده است . صدای زمخت کریستوفر لی آلبوم آخر را یک حماسه کامل ساخته است .

 

 

بررسی تک تک آهنگ ها

Overture To The Hymn Of The Immortal Warriors  : یک آهنگ ایسترمنتال . در این آهنگ حماسی از ساز های مربوط به جنگ استفاده شده است . ابتدای آهنگ شما کاملآ به فضای جنگ میروید . آهنگ به یکباره می افتد و سپس با صدای پیانو و صدای همخوان ها حالت اکستر به خود می گیرد . در ادامه شما به فضای کلیسا می روید استفاده از نوای مخصوص کلیسا کاملآ در تناسب با ابتدای آهنگ است .

 

The Ascension : نیز به مانند تراک اول کاملآ در فضای جنگ است و همسان شروع میشود . دکلمه های کریستوفر لی با آن صدای خشن آهنگ را به اوج می برد . بعد از دکلمه های او اریک شروع به خواندن می کند . بالا می خواند و با ریتمی آرام . این دو آهنگ از آهنگ هائی است که در آلبوم جدید برای اولین بار به اینگونه از منووار شنیده ایم .

 

King Of Kings : یک آهنگ آشنا . قبلآ از این دست کارها از منووار بسیار دیده ایم . آهنگی تند . آهنگی با استاندارد های هوی متال . صدای خفیف همخوان ها و خنده های شیطانی فضای خاصی به این آهنگ داده است . تنها فرق این آهنگ با آهنگ های آشنای منووار افت ناگهانی آهنگ و ادامه آن با دکلمه های کریستوفر لی و اریک آدامز است . بلافاصله بعد از اتمام دکلمه ها سولوی آهنگ شروع میشود .

 

Army Of The Dead Part 1  : این آهنگ و پارت دوم این آهنگ دارای لیریک یکسانی هستند که به دو صورت اجرا میشوند . این پارت فضای اکستری دارد . اریک شیوه جدیدی از خوانندگی اش را رو کرده است . آهنگی کاملآ حماسی . باید از موسیقی متال لذت برد و این اوج لذت است .

 

Sleipnir : یکی از بهترین های آلبوم . البته تمام آهنگ ها زیبا هستند . آهنگ با صحبت های آقای لی شروع میشود در بک گراوند صحبت های او صدای پای اسب های جنگی به گوش می رسد . آهنگ سپس شروع میشود . آهنگی با فضای آلبوم Warriors Of The World و شیوه خوانندگی آن آلبوم . Chorus آلبوم بسیار بسیار زیباست . آهنگ ادامه می یابد تا دوباره به Chorus می رسد . سپس ریتم تغییر می کند و بعد از آن سولوی زیبای گیتار الکتریک . واقعآ محشر است . در همچنین دورانی موسیقی ناب متال . واقعآ عالیست . آهنگ با تکرار Chorus پایان می یابد .

 

Loki God Of Fire : آهنگ تند و عالی Loki God Of Fire . آهنگی با باس لاین های قدرتی و سنگین . آهنگی با شناسنامه آلبوم جدید . آهنگ فوق العاده زیباست . شیوه خوانندگی اریک استثنائی است . سولوی آهنگ نیز خیلی عالیست . خنده های گهگاه اریک به آهنگ قدرت خاصی می دهد . پس از اتمام سولوی آهنگ ابهت خاصی به خود می گیرد . آهنگ با سولوی پس زمینه  و تکرار Chorus پایان می یابد .

 

Blood Brothers : آهنگی آرام و زیبا . تا حدودی در مایه های Master Of The Wind  و Sword In The Wind . آهنگ با نوای گیتار الکتریک و طبل ( که حال و هوای جنگ را القا می کند ) ادامه می یابد . سولوی کوتاهی در ادامه می آید .

 

Overture To Odin : آهنگی ایسترومنتال . حال و هوای آهنگ همان حالو هوای آهنگ The Ascension  است .  این آهنگ در EP منتشر شده قبل از انتشار آلبوم وجود داشت اما نام دیگری داشت . نام این آهنگ در EP  , Odin Immortal Version بود .

 

The Blood Of Odin : باز با دکلمه های کریستوفر لی شروع می شود . صدای پس زمینه که فراز و فرودی متوالی دارد صدای ضعیف ضجه , باران , میدان جنگ و ... است . کل آهنگ دکلمه های آقای لی است ولی در انتها آهنگ به اوج میرود و آقای لی نیز بالاتر می خواند .

 

Sons Of Odin  : آهنگ بسیاز زیبائی است . کاملآ در استایل جدید آهنگ های منووار . بسیار سنگین نقش گیتار باس اساسی است . صدای شمشیر باز ما را به حال و هوای نبرد می برد . آهنگ فوق العاده زیبائی است . پس از دوبار خوانده Chorus  سولوی آن شروع میشود . سولوی فوق العاده جذابی است . پس از اتمام سولو اریک بالا می خواند و هم خوانان او را همراهی می کنند . آهنگی فوق العاده با وقاری است . احساس خوشایند قدرت باز هم از شنیدن آهنگ های منووار به ما دست می دهد . 1 دقیقه پایانی با دکلکه های کریستوفر لی با پس زمینه ساز کلیسا پایان می یابد .

 

Glory Majesty Unity  : یکی از آهنگ های مورد علاقه من در این آلبوم . آهنگ هراسناک شروع میشود . احساس ترسی که از شنیدن ابتدای این آهنگ به شما دست می دهد فوق العاده است . به یکباره آهنگ شما را غافلگیر می کند . این آهنگ نیز دکلمه است ولی عالی . فوق العاده حماسی است . صدای جنگ به وضوح در این آهنگ شنیده میشود . صدای فریاد سلحشوران , شمشیر ها , کشته شدن ها و ..... . در پایان خدای جنگ مخاطب قرار داده میشود و دکلمه گر او را می خواند و جملاتی را بر زبان می آورد که توسط سربازان تکرار می شود . صدای پس زمینه صدای تپش قلب است .

 

Gods Of War  : یکی از بهترین های آلبوم . با صدای کوبش مانندی شروع می شود و با ضجه گیتار الکتریک ادامه می یابد در تمام این مدت صدای پس زمینه صدای ساز های جنگی من جمله شیپور جنگ است . آهنگ می خوابد و لریک شروع به خواندن می کند . پس از 2 بار تکرار Chorus  آهنگ به نقطه جالبی می رسد . سولوی سرعتی درامز و گیتار الکتریک . فوق العاده تکنیکی و منوواری . آهنگ با فریاد های اریک پایان می یابد .

 

Army Of The Dead Part 2 : در مورد این آهنگ قبلآ توضیح دادم تنها باید بگویم فضای آهنگ کاملآ ارکسترال است . از آهنگهای کلیسا نیز استفاده بسیاری شده است .

 

Odin : آهنگی با ریتم کند گیتار الکتریک ولی کاملآ زیبا . ضربت های گیتار باس در طول آهنگ تمامآ مورد استفاده قرار گرفته اند . قسمت پایانی لیریک همان لیریک آهنگ های Army Of The Dead  , Part 1 ,2  هستند .

 

Hymn Of The Immortal Warriors  : آهنگ با صحبت های اریک آغاز میشود . او در قسمت ابتدائی به مانند Master Of The Wind  می خواند . سپس آهنگ با گیتار الکتریک ادامه می یابد . می توان از لحاظ ساختاری آن را با Sword In The Wind  مقایسه کرد . سولوی آهنگ بسیار بسیار جالب و بدیع است .

 

Die For Metal : تراک 16 این آلبوم و تراک آخر است . کاملآ آهنگی با ساختار جدید از منووار شاهد هستیم . آهنگ با فریاد سربازان و جنگجویان شروع میشود . در لابلای آهنگ نیز صدای فریاد جنگ به گوش می رسد . آهنگ در ادامه با سولو های کوتاه ادامه می یابد . صدای فریاد های اریک منشآ قدرت است .

 

اگر بخواهم در یک جمع بندی آلبوم را بررسی کنم باید بگویم آلبومی ماندگار از منووار . آلبومی که تمی جدید از منووار را نمایان ساخت . آلبومی کاملآ حماسی . متال حقیقی در این آلبوم عرضه شده و به تمام دوستداران متال حقیقی پیشنهاد می کنم این شاهکار را از دست ندهند . به واقع یک آلبوم از گروههای اصیل متال بیشتر از چندین آلبوم گروههای منحرف شده از متال حقیقی می ارزد .

 

 

Other Bands Play , Manowar Kill

 www.yazdankm.persianblog.com

معانی چند ترانه از منووار

 

فراخوانی نیروها
Call To Arms

وقتی که ما رو ببینن ، برای حفظ جانشان فرار خواهند کرد
بالاخره جزای دروغ هایشان را خواهند کشید
خیلی منتظر ماندیم ، هم اکنون ما در خانه یمان هستیم

باز هم یه جنگ دیگه پیش رو داریم که باید توش بجنگیم
برای سر و صدا و قدرت یک جا جمع شدیم
خیلی منتظر ماندیم ، هم اکنون ما در خانه یمان هستیم

الآن برای پادشاهی با فولاد مبارزه خواهیم کرد
همه شان را بکش ، خونشان مُهر ما هست
تا مرگ آخرین دشمن ، جنگ
از روی خون هایی که با علاقه ریختم ، پرواز کن

الآن صدا می کنم ، آماده جنگ هستی ؟
برای راستی ، همیشه همراه هم جنگ کنین برای یک بار دیگر آزاد شدن
امشب پیروز خواهیم شد

می تونم از نگاه توی چشمات بفهمم
برای متال آمدی ایجا ، برای جنگیدن و مردن
محافظان فولاد ، ، هم اکنون ما در خانه یمان هستیم


بجنگ برای پادشاهی و افتخار
با قلبی پولادین
به برادرهایم که پیش از من ایستاده اند ، قسم می خورم
جلوی هیچ کس زانو نخواهم زد
خونشان بر روی شمشیرم جریان پیدا خواهد کرد
خون هایی رو شمشیر من

الآن برای پادشاهی با فولاد مبارزه خواهیم کرد
همه شان را بکش ، خونشان مُهر ما هست
تا مرگ آخرین دشمن ، جنگ
از روی خون هایی که با علاقه ریختم ، پرواز کن

الآن صدا می کنم ، آماده جنگ هستی ؟
برای راستی ، همیشه همراه هم جنگ کنین برای یک بار دیگر آزاد شدن
امشب پیروز خواهیم شد

 

 

جنگ تا زمانی که بمیریم

Fight Until We Die

 

وقتی می آیند من آماده ام.من گفته های درون آن ها را می شنوم.ستارگان در  بهشت تکان می خورند،به زودی همه یکی خواهند شد. THOR، خدای رعد می گذارد من با شمشیری که در دست دارم بمیرم.دستانتان را بالا بگیرید و شمشیرها را برافراشته کنید برادران (هم پیمانان) متال باردیگر هم با هم هستند.

ما به همراه خونی که در صدایمان است می تازیم. ما می جنگیم تا پیروز شویم یا می جنگیم تا بمیریم.خدایان رعد و آتش و باران زمین را به گونه ای ویران می کنند تا چیزی باقی نماند.فرزندان شیطانی من به شما دستور می دهم که پرواز کنید و از دوزخ به آسمان بتازید.

ما خواهیم جنگید تا پیروز شویم.

 

 

Hands Of Doom

دست های قیامت

Hands of doom are reaching out to crush all infidels who stray

دست های قیامت ، برای له کردن کسایی که از راه راست خارج شده اند ، نزدیک می شود

Time to know the pain, no time to run within

زمان حس کردن درد فرا رسیده اما زمانی برای فرار نیست

And these hands you see before you will end the light of day

و این دست هایی که قبلاً دیدی ، به نور روز پایان میدهند

Your ashes will be cast into the wind

خاکسترهایت در باد ، پرواز کرده و خواهند رفت

Your blood's upon the soil, your body fed to wolves

خونتان خاک رو کثیف خواهد کرد ، وجودتان گرگ ها را تغذیه خواهد کرد

Not one of you will be left alive

حتی یک نفرتان هم زنده نخواهید ماند

Hear the sound pounding and the army of the night

صداها رو بشنوین ، قلبهایی که تپ تپ می زنند را ، و اردوی شب را

By the hammer of Thor you now shall die

الآن با چکش " تر" خواهید مرد

Tonight we strike, there is thunder in the sky

امشب درگیر خواهیم شد ، در آسمون رعد وبرق هست

Together we'll fight, some of us will die

با هم جنگ خواهیم کرد و یک قسمت مان خواهد مرد

But they'll always remember that we made a stand

اما آنها مقابله مان را همیشه یادشان می ماند

And many will die by my hand

و یک عالمه نفر با دستانم خواهند مرد

High atop the mountain, with hammers in the wind

روی کوه در ارتفاع زیادی هستیم با چکش هایمان در باد

Lusting for blood and death again

باز هم خون و مرگ را آرزو می کنیم

In a flash of lightning strike now the house of death invites you

در درخشش افتادن یک صاعقه ، الآن خانۀ مرگ

Body and soul to come within

تو ، بدنت و روحت را دعوت می کند

I see the fear you have inside, you can run but never hide

ترس درونت را می بینم ، می تونی فرار کنی اما اصلاً نمی تونی پنهان شوی

I will hunt you down and tear you limb from limb

تو رو شکار خواهم کرد و دست و پایت را تکه تکه خواهم کرد

Nothing shall remain, not your memory, your name

هیچ چیزی از تو به جا نخواهد ماند ، نه خاطره ات و نه اسمت

It will be as though you never, ever lived

دقیقاً جوری خواهد شد که انگار اصلاً زندگی نکردی

Tonight we strike, there is thunder in the sky

امشب درگیر خواهیم شد ، در آسمون رعد وبرق هست

Together we'll fight, some of us will die

با هم جنگ خواهیم کرد و یک قسمت مان خواهد مرد

But they'll always remember that we made a stand

اما آنها مقابله مان را همیشه یادشان می ماند

And many will die by my hand

و یک عالمه نفر با دستانم خواهند مرد

will die by my hand will die

 

خواهند مرد ، با دستانم ، خواهند مرد

 

تاج و حلقه

The Crown And The Ring

 

 

از هنگامه نبرد آمده ام

شرربار بسوی آسمان

به جانب کازار می تازم

زنجیره های سرنوشت

جلوی پیشروهای پرشوری را میگیرند....

آندم که فنا شوم توراباز خواهم دید

 

سرفراز و یگانه -  ما پادشاهان متال هستیم

برتندباد آتش میرانیم

کردگار به ما دیهیم و پرهونی که بخون و شرافتمان در آمیخته عطاکرده است

 

قهرمانان در انتظار منند

دشمنان به سرعت  میتازند

با علم به اینکه این آخرین هماوردشان نیست

اسبم را یراق میکنم و آخرین جرعه جام را مینوشم

شمشیر از نیام میکشم و سلاح پولادین چیره خواهد شد

 

 

سرفراز و یگانه -  ما پادشاهان متال هستیم

برتندباد آتش میرانیم

کردگار به ما دیهیم و پرهونی که بخون و شرافتمان در آمیخته عطاکرده است

 

اودین- به انتظارت ایستاده ام

پسر خلف تو من هستم

اکنون همچنانکه جان میدهم تو را درود میفرستم

شمشیرم را مرهون تو میدارم و جلوی هیچ مردی زانو نمیزنم

سلطنت مقدس شمشیر از آن ماست...

 

 

 

 

 

 

آغاز جنگ

The Dawn Of Battle

 

رعد و برق وحشتناک

طوفان ها دارند نزدیک می شوند

و ندای روز قیامت می آید

روحم با قدرتی پولادی و صدای افتخار شفا یافته

 

هر کسی را که پیدا کنم می فرستم تو زمین با چکشی که بر سرشان فرود می آورم

قطعا بت پرستان نابود می شوند و من برای کشتنشان بهشان حمله می کنم

آن وقت است که تو صدای مرا می شنوی:

 

شجاعت نامم را صدا زد، در صدای باد در شب هنگام

شمشیرم خون خواهد نوشید

و من در ابتدای جنگ خواهم جنگید، بله خواهم جنگید

 

من در هرج و مرج و شلوغی بر می خیزم ، من از قبر بیرون خواهم آمد در حالی که یکی در                                               تاریکی گیر کرده و دیگری ارباب بوده و الآن بَرده شده

 

روح من از آتش و خشم به وجود آمده و به این شکل در آمدم (یک انسان) تا روی زمین دستور برپایی جنگ و مزد آن را بدهم با قدرتی مطلق و جهان و هوا و آب و آتش و زمین این کار را خواهم کرد

 

هیچ توضیحی نمی دهم ، خودم خواستم که بد نام و بد ذات بشوم و برای کسانی که الآن خواهم کشت آورنده ی نابودی و مرگ باشم

 

شجاعت نامم را صدا زد، در صدای باد در شب هنگام

شمشیرم خون خواهد نوشید

و من در ابتدای جنگ خواهم جنگید، بله خواهم جنگید

 

می خواهم  آزاد باشم

از کنار زدن گرد و غبار خواب غفلت تا بستن عهدی پایدار

منتظر نشانه ای می مانم ، منتظر ستاره ای که از آسمان سقوط کند

هر کس که می بیند باید باور کند

رستگاری در دست من است ، سلاح زمین

بگذار تا سفرم شروع شود

پس همه باید بدانند که اگر مُردم باز هم زندگی خواهم کرد

 

هیچ توضیحی نمی دهم ، خودم خواستم که بد نام و بد ذات بشوم و برای کسانی که الآن خواهم کشت آورنده ی نابودی و مرگ باشم

 

شجاعت نامم را صدا زد، در صدای باد در شب هنگام

شمشیرم خون خواهد نوشید

و من در ابتدای جنگ خواهم جنگید، بله خواهم جنگید

 

 

 

در تفسیر این شعر گفته شده که قسمتی که قرمز رنگ نوشته شده گفته های شیطان است که خود را معرفی می کند و قسمت آبی رنگ به زندگی بعد از مرگ اشاره دارد و همچنین در قسمتی که گفته می شود: " یکی در تاریکی [گناهانش] گیر کرده و دیگری ارباب بوده و الآن بَرده شده" منظور این است که ارباب و بنده در قیامت یکی هستند و پول و ثروت ارزشی ندارد

 

 

 

ارباب بادها

Master Of The Winds

 

 

در سکوت تاریکی، وقتی همه به خوابی عمیق فرورفته اند

من درون یک رویا زنده ام، روح تو را صدا می زنم

همچنان که صداها در باد به حرکت در می آیند

ترانه ی فرشتگان را بشنو، بسیار دور تر از خورشید

در سرتاسر آسمان غرب، که در کششی تاریک وسیاه است خط نقره ای را پیدا کن

در صدایی که من نجوا می کنم و یکشمع روشن در شب

ما همهی رویاهایمان را به دوش خواهیم کشید، در تنها پرتو نوری که وجود دارد

چشمانت را ببند و به خاطراتت بنگر

بادهای تغییر ، بادهای اقبال تو خواهند شد

پرواز کن از پس رنگین کمان ها در آسمان

نور طلایی در انتها قرار دارد

برای هر کس از ما که او را پیدا کند ، جاده ای برای شروع خواهد شد

هر کجا که دیگری راه خود را به پایان می رساند...

اکنون چهار باد می دانند کدام یک می شکند و کدام یک منحرف می سازد

همه ی آن ها می توانند ارباب بادها شوند

ستاره ها می افتند

اکنون راه من روشن است ، زندگی من بر باد نوشته شده است

ابرهای بالا ، ابرهای پایین

صعود خواهند کرد در حصار رویاها

وقتی بادها در آسمان می وزند ، ابرها به کناره خواهند رفت

و جاده ای به سوی رویاهای ما نمایان می شود

و هیچ روز دیگری زخمی وجود نخواهد داشت

دو روز دیگر همه چیز خوب است(اشاره به آینده دارد)

هیچ چیز آن طوری که به نظر می رسد بد نیست

چشمانت را ببند و به رویاهایت بنگر

بادهای تغییر باد های بخت و اقبال تو خواهند بود

پرواز کن از پس رنگین کمان ها در آسمان

نور طلایی در انتها قرار دارد

برای هر کس از ما که او را پیدا کند ، جاده ای برای شروع خواهد شد

هر کجا که دیگری راه خود را به پایان می رساند...

اکنون چهار باد می دانند کدام یک می شکند و کدام یک منحرف می سازد

همه ی آن ها می توانند ارباب بادها شوند

پرواز کن از پس رنگین کمان ها در آسمان

نور طلایی در انتها قرار دارد

برای هر کس از ما که او را پیدا کند ، جاده ای برای شروع خواهد شد

هر کجا که دیگری راه خود را به پایان می رساند...

اکنون چهار باد می دانند کدام یک می شکند و کدام یک منحرف می سازد

همه ی آن ها می توانند ارباب بادها شوند

 

 

 

 

 

برادران هم خون

Blood Brothers

وقتی جهان تو را پس می زند

یک دوست هیچگاه  نه نخواهد گفت

این یک توانایی هست که همه ما آن را داریم

ولی این آن توانایی نیست که ما نشان می دهیم

 

و در تاریک ترین ساعات تو

در تاریک ترین شب های تو

هر کاری که زندگی بخواهد بکند

من برای تو اینجا هستم

 

هر جا که هستی به من فکر کن

وقتی که به نظر می رسد که داری به آخر می رسی

مرا صدا بزن ، بدان که من در قلب توام

[صدا بزن] کسی را که همیشه می توانی به او وابسته باشی (امید داشته باشی)

من دوست تو هستم

 

ما از هم دور هستیم

ستاره ها هم همینگونه اند

وقتی احساس تنهایی می کنی

یکی هست که در رنج و سختی با تو شریک است

 

برای یک دوست واقعی نمی توان قیمتی تعیین کرد

هیچ چیزی پرداخت نمی کنی

من یادم می آید که تو کنار من ایستاده بودی

من در تمام راه با تو هستم

 

هر جا که هستی به من فکر کن

وقتی که به نظر می رسد که داری به آخر می رسی

مرا صدا بزن ، بدان که من در قلب توام

[صدا بزن] کسی را که همیشه می توانی به او وابسته باشی (امید داشته باشی)

من دوست تو هستم

 

هر جا که هستی به من فکر کن

وقتی که به نظر می رسد که داری به آخر می رسی

مرا صدا بزن ، بدان که من در قلب توام

[صدا بزن] کسی را که همیشه می توانی به او وابسته باشی (امید داشته باشی)

من دوست تو هستم

 

هر جا که هستی به من فکر کن

وقتی که به نظر می رسد که داری به آخر می رسی

مرا صدا بزن ، بدان که من در قلب توام

[صدا بزن] کسی را که همیشه می توانی به او وابسته باشی (امید داشته باشی)

من دوست تو هستم

 منووار

منووار

منووارمنووار



نوشته شده در دوشنبه 7 خرداد1386 ساعت 10:37 بعد از ظهر توسط حسام
[ ] | مطالب مرتبط ( Biography ) | لینک ثابت


کامل ترین و جامع ترین اطلاعات درباره منووار MANOWAR

به نظر خودم یکی از بزرگترین خدمت ها رو به منووار در شناساندن این باند اسطوره ای به ایرانیان پارسی زبان انجام دادم.ولی بدون هیچ ویرایش و تمیز کاری که امیدوارم کسانی که وقت بیشتری برای این کار دارند این کار رو برای یکی از اسطوره های متال یا حتی برای یکی از هموطنان خودشون انجام بدهند.از همه ی کسانی که مطالبشون به من در تهیه ی این مطلب کمک کرده ممنونم و اگر در ذکر منبع یا اسم افراد کوتاهی شده منو ببخشید.

به لینک زیر سری بزنید:

کامل ترین و جامع ترین اطلاعات درباره منووار MANOWAR

تاریخ تنظیم این مطالب در ویکی پدیا ۱۹ اردیبهشت ۸۶ می باشد

کلیه ی حقوق این مطالب متعلق به این جانب سید حسام موذن می باشد



نوشته شده در جمعه 21 اردیبهشت1386 ساعت 10:42 بعد از ظهر توسط حسام
[ ] | مطالب مرتبط ( Biography ) | لینک ثابت


اودین---- ODIN

ODIN             

اودین (Odin) خدای خدایان در اساطیر نوردیک است. او که فرزند بور و بستلا میباشد، آلفادیر به معنی پدر همگان نامیده میشود زیرا که به واقع پدر همه خدایان است. از ازدواج او با الهه ای به نام فریگ، پنج خدا به نامهای بالدر، هودر، هرمود، تیر و براگی به دنیا آمدند. از الهه ای به نام یورد، صاحب فرزندی به نام ثور شد و ویدار نیز فرزند اودین و گرید است.

اودین هم خدای جنگ و مرگ است و هم خدای شعر و خرد. او نه روز گرسنه و تشنه و در حالی که به وسیله نیزه خودش زخمی نیز شده بود، از ایگدرازیل آویزان ماند (به همین دلیل نام ایگدرازیل به درخت جهانی داده شده است. ایگ از القاب اودین و به معنی هراس انگیز است) و پس از این مدت با آموختن نه سرود جادویی و هجده رون، سقوط کرد. بدین وسیله او توانایی این را پیدا کرد تا مردگان را به حرف وادارد و با خردمندترین آنها مشورت کند.

تالار اودین در آسگارد والازکیالف (یعنی قفسه کشتگان) است و سریر مشهور او، هیلدزکیالف که وقتی به روی آن مینشیند میتواند هر مکانی از نه جهان را ببیند، در این تالار قرار گرفته است. دو کلاغ به نامهای هوگین (فکر) و مونین (حافظه) هر روز گرد جهان پرواز کرده و برای او اخبار جهان را می آورند. دو گرگ به نامهای جری و فرکی نیز همیشه اودین را همراهی میکنند و اودین هر غذایی را که در مقابل او قرار داده میشود به این گرگها میدهد زیرا او تنها از شراب مید تغذیه میکند و نیازی به غذا ندارد. همچنین تالار والهالا نیز به اودین تعلق دارد.

گنجینه های اودین عبارتند از: نیزه اش گرونگنیر که هرگز به خطا نمیرود؛ حلقه جادویی دروپنیر که هر شب نه حلقه مانند خودش تولید میکند؛ و توسن هشت پای او یعنی سلیپنیر.

اودین تنها یک چشم دارد که مانند خورشید میدرخشد. او چشم دیگرش را در ازای نوشیدن جرعه ای از آب چاه خرد (در بعضی نسخ در ازای فرستادن نسیمی از این چاه) به نگهبان این چاه که میمیر نام دارد بخشیده است.

در جایی دیگر اودین در ماموریتی پر خطر شراب شعر را از یوتونهایم سرقت میکند. او هم رونها و هم خردی که از چاه خرد به دست آورده و هم شراب شعر را به انسانها میبخشد.

در روز نبرد نهایی، راگناروک، اودین توسط گرگ عظیم الجثه فنریر کشته خواهد شد.

اودین نامهای بیشماری دارد که بعضی از آنها عبارتند از: اوثین، وودان، ووتان (چهارشنبه روز اودین بوده و به نام وودان نامگذاری شده بود، اما به تدریج به شکل کنونی آن در آمده است)، واک، والتام، ایگ (در بعضی نسخ هراس انگیز و بعضی جاها اسب اخته! معنی شده است)، بلیندی (به معنی کور)، آلفادیر (پدر همگانوالفادیر (پدر کشتگانهانگاگوث (خدای به دار آویختگان) و ...

ODIN



نوشته شده در پنجشنبه 23 فروردین1386 ساعت 0:47 قبل از ظهر توسط حسام
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


پول--- راک---سیاست--- متال-----d.blogfa------

پول--- راک---سیاست--- متال

در فیلم الماس خونین یک مرد سیاه پوست افریقایی و بی سواد با لئوناردو دی کاپریو که در نقش یک تاجر الماس ظاهر می شود گفتگویی دارد:

زن داری؟

نه

بچه داری؟

نه

پس خونه هم نداری؟

بله

پول داری؟

مقداری

اگه این الماس رو بفروشی پول خوبی گیرت می اد؟

بله

اون وقت کافیه برات؟

در این موقع سفید پوست برمی گردد و مرد سیاه پوست را نگاه می کند و می گوید چطور؟

 

به نظر شما هدف مرد سیاه پوست از این مکالمه چه بوده؟

برداشت من این است که جهان سوم امروزه در دست استثمارگرانی است که با هیچ چیز سیر نمی شوند! حتی اگر به نهایت خواسته های خود هم برسند.در کل می توان به این نتیجه رسید که در دنیای امروزه خیلی از صفات نیک و پسندیده از میان رفته و به جای ان حرص وطمع و خیلی از صفاتی که چند دهه پیش کسی حتی اسم بردن انها را گناه می دانست ولی اکنون حتی بچه های کوچک نیز از انجام انها ابایی ندارند. در قسمتی از زبان یک سیاه پوست دیگر می شنویم که :

شانس اوردیم ما نفت نداریم وگرنه معلوم نبود وضعیت ما چه طوری بود؟

در این مورد نمی خوام بحث کنم ولی اگه این فیلم رو نگاه کرده باشید به راحتی می فهمید که همون بلاها شاید بدتر از اون هم سر ما اومده باشه.

در اینجا یک نظر کاملا شخصی خودم را در مورد به وجود امدن راک و سپس متال می خواهم بیان کنم:

تا قبل از جنگ جهانی اول موسیقی روز دنیا  کلاسیک بود و پس از وقوع جنگ و به وجود امدن شرایط خاص خود باعث انقلابی در نگرش انسانها به زندگی خودشان بود.خیلی چیزهایی که تا چند ساعت پیش ابدی پنداشته می شد به یکباره نابود شدند و عزیزان زیادی از دست داده شدند و خیلی مشکلاتی که تا کنون پیش نیامده بود با شدت بر سر مردم خراب شد و همین باعث شد که کم کم موسیقی بلوز اوج بگیرد و کلا اهنگ های ان زمان مقداری به خشونت بگراید. خشونتی که از دل روزگار و طبق خواست مردم ان زمان به وجود امده بود.این گونه بود که بلوز سیاه پوستان اواره پایه های راک بنیان نهاده شد. بعد از ابادی خرابی های جنگ جهانی اول   مدتی به ارامش گذشته و طبق خواسته زمان و مردم عصر       موسیقی ها ارامش پیدا کرد و پاپ پر و بال گرفت و زمزمه هایی از رپ شنیده می شد که جنگ جهانی دوم از راه رسید و بعد از ویرانی ها و فجایع زیاد    این جنگ نیز به تاریخ و خاطره ها پیوست.جنگ ها هر قدر که تلفات مادی و معنوی داشته باشند حداقل باعث تغییر تفکر مردم شده و خیلی امیال و ارزوهایی که برای رسیدن به انها زحمات زیادی کشیده شده می شود و ابدی به نظر می رسد به راحتی از میان می رود و این گونه بود که موسیقی نیز مطابق حال و هوای مردم تغییر کرد و راک پا گرفت.

در سالهای اخیر قبل از انقلاب ارتباطات و به وجود امدن دهکده جهانی    ساز خشنی به نام گیتار الکتریک به ندرت مورد استفاده قرار می گرفت و در اختیار عده ای بود که برای اموزش استفاده از ان باید هفت خوان را طی می کردند و قدر و منزلت این موسیقی را می دانستند و به اصطلاح هنوز این موسیقی لوث نشده بود(دهه 80) اما پس از اینکه ارتباطات پیشرفت کرد و دولت ها نتوانستند مانع تغذیه روشنفکران شود به راحتی اخبار خوب وبد را می شد به همه رساند و این گونه شد که انسانهای نیک اندیش تاب و تحمل خود را در مقابل بدیها تمام شده دیدند و تصمیم به مقابله گرفتند اما از انجا که در ذات این انسانها منطق حکم فرما بود.بهتر دیدند که از یک راه اصولی وارد شوند.همان طور که در پست های قبلی هم گفتند موسیقی زبانی است که همه انسانها ان را به خوبی درک می کنند.غم وشادی هر نوع موسیقی را به خوبی می توان درک کرد و این بهترین راه تاثیرگذاری بر روی عموم انسانها بود.راه های دیگر از قبیل نویسندگی و روزنامه نگاری و افشا گری و میتینگ ها تنها بر عده خاصی که همزبان این مردم بود تاثیر می گذاشت و به عموم بشریت نمی رسید. اما موسیقی یک زبان بین المللی بود که ان را همه به راحتی می فهمیدند و انسانهای همزبان نیز با تکرار این موسیقی ان را به ضمیر ناخوداگاه خود فرستاده و به راحتی ملکه ذهن شان می کردند.این گونه بود که موسیقی دانان به سمت ابر انسان نیچه رفتند. کسی که الگو و هدف هر انسانی باشد و موجودی متعالی که بر ضد بدیها قیام خواهد کرد.در این میان هوی متال شروع به رواج تفکرات چنین فیلسوفانی در دنیا می کند و بر ضد ریشه های اصلی رفتارشناسی که بر پایه علوم و فلسفه مدرن و بر پایه تفاوت گذاردن بین خوب و بد و تضاد های بین عناصر اهریمنی و اهورایی می باشد مبارزه می کند و معتقد است که     بد واقعا بد نیست و خوب و بد همیشه وجود دارد و در اصل یکی هستند نوع نگرش ما خوب و بد را مشخص می کند.حتما دلیلی برای بد شدن بوده و معقتقد به پاک بودن فطرت انسان و زشت بودن اجتماع که باعث به وجود امدن ناهنجاریها می شود شدند و از ایدالیسم کناره گرفتند و به ناتورالیسم گرویدند و انها بر این باور بودند که واژه هایی مانند   سکس قدرت ترس و پول و مرگ همه مفاهیمی هستند دروغین که به عنوان قرارداد های مصنوعی از لایه های زیرین رفتارهای اجتماعی برمی خیزند.در این دوران متالیستها(کسانی که متال می نوازند) و طرفداران انها یعنی متالرها سعی در الگوسازی و نمادگرایی داشتند و شعارشان این بود که هر فرد به صورت خوداگاه به عنوان یک پایانه حرکتی و تاثیرگذار در جامعه حضورپیدا کرده و حق گزینش رفتارهایش برای او حقی ضروری است.اما پس از مدت زیادی جنگیدن بر سر این هدف و ناامیدی از دستیابی به این ایده به دوران پوچ گرایی رسیدند و سعی کردند با شیوه های انارشیستی سعی در گرامیداشت و ناراحتی برای ارزش های از دست رفته شان    انسانها را تشویق به مبارزه کنند و به دنبال راهی نو و خارج شدن از سنت ها و باید ها و نبایدها شدند. متال تنها سبک هنری است که از تفریحات طبقه بورژوازی می گذرد و با جرات اخلاقیات و سنت های غلط را نفی می کند.ترس از مرگ و رنچ را به مسخره می گیرد.برمالکیت جمعی در پرتو حق انتخاب شخصی تاکید می کند از ضعف و ناتوانی پرهیز می کند.

چون بیشتر افراد اجتماع توان درک این سخنان و گذشتن از سنت های غلط ابا و اجدادی خود را ندارند انها راطرد کرده و متالرها در اثبات خود به اجتماع گریزی و میس انتروفی و انتی وومنیسم و مالیخولیا و روان ازاری و دگر ازاری و حتی خود ازاری می رسند.در نهایت انزجار خود را از هرچه که تبدیل به قانون می شود و سعی در حکومت کردن به ذهن بشر را دارد بیان می کنند.

موضوع جالب در این میان این است که موسیقی متال بر ضد تقلید و تکرار برخاسته اما خیلی از متالیست ها چیزی برای ارائه نداشتند و 90 درصد متالرها هم چیزی جز تکرار ان چه که دیده بودند از خود نشان ندادند تا اولین اجرهای دیوار چیده شود و متال به بیراهه برود.متال موسیقی بود بر ضد    جنگ   عشرت طلبی     سلطه سیاسی و اجتماعی     برای مبارزه با مدرنیته مصنوعی و سلطه تجاری و بیان رنچ های جوامع جهان سوم و مسائل معنوی و حاوی نکاتی برای بیدار کردن ضمیر درونی انسانها نسبت به غایت مندی و یا عدم معاد بود.متالیست ها حتی به روزمرگی زندگی خودشان نیز اعتراض می کنند.متالرها انسانهایی نمادگرا    بی خیال   و سیاست را طرد می کردند. اشعار عاشقانه و احساسی را نفی می کنند و با رقصیدن میانه خوبی ندارند.انها کسانی بودند که با قصه های شیرین مادربزرگ و انتظاری شیرین وارد دنیای بزرگترها شدند.دنیایی که هیچ شباهتی به دنیای کودکی شان نداشت و یک جامعه نیرنگ باز و پر پیچ و خم واقعی بود.متال در دوران مدرنیسم خود به تخریب و فرار از جامعه زشت سیرت و زیبا رو   روی اورد به فرار از ماشینیسم و خستگی از کار و زندگی روزمره و نفی فرهنگ مصرف گری.در اواخر دهه 90 متال به سمت مسائل جنسی و مخرب کشیده شد اما گروه بزرگی مثل بلک سبث با البوم "هرگز از مرگ نگو" سرپوشی از این مسائل گذارد و برای مدتی متال را به جاده اصلی خود برگرداند.ده سال اخیر قرن بیستم   انسانها را کاملا به کما فرستاده بود و متال هم بر سر دوراهی که به این پوچی انسانها دامن بزند یا با ایجاد ارزش های ایده ال برای از سر گرفتن زندگی و مبارزه صحیح انها را به زندگی برگرداند.متاسفانه اکثر متالیستها و به پیروی از انها متالرها راه اسان تر یعنی راه اول را انتخاب کردند و متال در دهه اخر قرن بیستم به سمت پست مدرن رفته و سبکهای مثل دث متال بر پوچی ها دامن زدند اینها کسانی بودند که از مبارزه خسته شده بودند و امیدی به پیروزی نیکی ها نداشتند.در سال 1997 شعار بلک متالرها این بود که     ما در عصر مرگ زندگی می کنیم امیدی نیست     در سال 98 برگشت گروه های قدیمی بازهم سرپوشی بر این خلا گذارد.اما در سالهای اخیر گروه های متال مثل مور و ملخ از هرگوشه و کناری سر بر می اورند و بدون داشتن سرمایه فکری و تنها با چشم داشت مالی سعی در تامین خواسته های قدرتمندان کرده اند یا با تفکر مالی وارد این جمع شده اند از این میان به راحتی به گروه هایی مثل کرادل اف فیلث و حتی برزم که با اوردن کیبرد به بلک متال باعث نابودی تدریجی صدای زنده و وحشی بلک شد و حتی به دنبال شهرت و پول بود.به وجود امدن سبک هایی مثل Depressive suicide death metal

Brutal death metal  و Barbarian Pagan Metal و satanism black metal و خیلی سبک های دیگر که نشان از به هدر رفتن ارزش ها و دامن زدن به پوچی هاست.بلک متال و دث متال و زیرشاخه هایشان کاملا از اهداف اولیه متال خارج شدند.در این میان تنها گروه هایی مانند متالیکا و مگادث و منووار و سپولترا و سیستم اف ا داون و ایسد ارث و چند گروه معدود دیگر از صراط مستقیم خارج نشدند. این بزرگترین دلیل من برای نپرداختن به بلک و دث بود و توجه بیش از حد من به متال ایرانی به این دلیل است که متال در ایران در دوران اولیه خود یعنی متال کلاسیک قرار دارد و هنوز به فاک و فالش نرفته اما وقتی گروه هایی مثل واگونس را دیدم فهمیدم که متال ایرانی هم به زودی از ریل خارج می شود.

منحل شدن گروه متالیکا که تنها امید زنده کردن جسد هوی متال بود نیز کورسوهای امید من را خاموش کرد.

ناگفته نماند : خیلی از بند های بلک اساس گروه هایشان را بر پایه جنگ و اختلاف قدیمی مسیحیون و پاگان ها گذارده و از توجه به عموم بشریت غافل اند و تنها عده کمی از این میان هنوز بر سر عهد و پیمان اولیه متال باقی مانده اند.

 

برگرفته شده از سنندج متال



نوشته شده در چهارشنبه 8 فروردین1386 ساعت 7:0 بعد از ظهر توسط حسام
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


برادران هم خون Blood Brothers

برادران هم خون

Blood Brothers

Album: Gods Of War

Year: 2007
 

 

 

وقتی جهان تو را پس می زند

یک دوست هیچگاه  نه نخواهد گفت

این یک توانایی هست که همه ما آن را داریم

ولی این آن توانایی نیست که ما نشان می دهیم

 

و در تاریک ترین ساعات تو

در تاریک ترین شب های تو

هر کاری که زندگی بخواهد بکند

من برای تو اینجا هستم

 

هر جا که هستی به من فکر کن

وقتی که به نظر می رسد که داری به آخر می رسی

مرا صدا بزن ، بدان که من در قلب توام

[صدا بزن] کسی را که همیشه می توانی به او وابسته باشی (امید داشته باشی)

من دوست تو هستم

 

ما از هم دور هستیم

ستاره ها هم همینگونه اند

وقتی احساس تنهایی می کنی

یکی هست که در رنج و سختی با تو شریک است

 

برای یک دوست واقعی نمی توان قیمتی تعیین کرد

هیچ چیزی پرداخت نمی کنی

من یادم می آید که تو کنار من ایستاده بودی

من در تمام راه با تو هستم

 

هر جا که هستی به من فکر کن

وقتی که به نظر می رسد که داری به آخر می رسی

مرا صدا بزن ، بدان که من در قلب توام

[صدا بزن] کسی را که همیشه می توانی به او وابسته باشی (امید داشته باشی)

من دوست تو هستم

 

هر جا که هستی به من فکر کن

وقتی که به نظر می رسد که داری به آخر می رسی

مرا صدا بزن ، بدان که من در قلب توام

[صدا بزن] کسی را که همیشه می توانی به او وابسته باشی (امید داشته باشی)

من دوست تو هستم

 

هر جا که هستی به من فکر کن

وقتی که به نظر می رسد که داری به آخر می رسی

مرا صدا بزن ، بدان که من در قلب توام

[صدا بزن] کسی را که همیشه می توانی به او وابسته باشی (امید داشته باشی)

من دوست تو هستم

 

 



نوشته شده در سه شنبه 29 اسفند1385 ساعت 6:36 بعد از ظهر توسط حسام
[ ] | مطالب مرتبط ( LYRICS ) | لینک ثابت


بررسی آلبوم Gods Of War

باسلام خدمت شما دوستان عزیز

تو این پست می خواهیم کمی از آلبوم جدید منووار صحبت کنیم.

ابتدا باید از این جا شروع کنیم که نباید از هیچ گروهی و حتی از خود منووار هم انتظار داشته باشیم که یک آلبومی مانند Warriors Of The World بدهد.چون واقعا این آلبوم معجره بود.

همین طور که گفتم آلبوم جدید منووار به نام GODS OF WAR یک هفته ی پیش به بازار آمد. من هم از همون شب اولی که اومد به دنبالش بودم که چند شب پیش تونستم ۵ تا از آهنگای جدید آلبوم (یعنی غیر از King Of Kings , Gods Of War,The Sons Of Odin,Odin,..) رو پیدا کنم که تا الآن ۳تاشون فقط حرف بود و آهنگ خالی.ولی Loki God Of Fire خیلی قشنگه.لازم به ذکر است که منووار تو این آلبوم تقریبا به سال های قبل از ۲۰۰۲ برگشته. آهنگ Die For Metal کاملا این حرف رو تصدیق میکنه.مثل Brothers of METAL می مونه که یه آهنگ هوی متال اصیل بود.



نوشته شده در پنجشنبه 10 اسفند1385 ساعت 2:32 بعد از ظهر توسط حسام
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


Gods Of War 10th Full lenght MANOWAR album

آخرین آلبوم اصلی منووار با نام Gods Of War به بازار آمد.این آلبوم شامل ۱۶ ترک است که بدین ترتیبند:

1. OVERTURE TO THE HYMN OF THE IMMORTAL WARRIORS
2. THE ASCENSION
3. KING OF KINGS
4. ARMY OF THE DEAD, PART I
5. SLEIPNIR
6. LOKI GOD OF FIRE
7. BLOOD BROTHERS
8. OVERTURE TO ODIN
9. THE BLOOD OF ODIN
10. THE SONS OF ODIN
11. GLORY MAJESTY UNITY
12. GODS OF WAR
13. ARMY OF THE DEAD, PART II
14. ODIN
15. HYMN OF THE IMMORTAL WARRIORS
Bonus track
16. DIE FOR METAL

من تا الآن تونستم ۲ تا از ترکهاشو دانلود کنم که اون ها هم آهنگ خالی بودند.ولی فکر کنم Loki God Of Fire خیلی قشنگ باشه.



نوشته شده در شنبه 5 اسفند1385 ساعت 10:7 بعد از ظهر توسط حسام
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


طراحی روی میز

MANOWAR---manowar.blogfa.com

 

MANOWAR 2----manowar.blogfa.com

MANOWAR----manwoar.blogfa.com

این طرح هایی که می بینید روی میز منه.اندازه اش هم از کف دست بزرگتره.این پایینیه قبل از رنگ کردنشه.



نوشته شده در دوشنبه 30 بهمن1385 ساعت 8:14 بعد از ظهر توسط حسام
[ ] | مطالب مرتبط ( Photo Gallery ) | لینک ثابت


هوی متال---منبع : افشین متال

 

موسیقی هوی متال

هوی متال یکی از انواع موسیقی راک است که به عنوان یک سبک تعریف شده موسیقی در دهه ۱۹۷۰ پا به عرصه گذاشت، ریشه‌های این نوع موسیقی در دسته‌های راک هارد است، که بین سالهای ۱۹۶۷ و ۱۹۷۴، بلوز و راک را با هم ترکیب کردند تا آمیزه‌ای از صدای گرفته، سنگین، مرکب از گیتار و طبل، که شدیدا تقویت شده‌است تغییر ایجاد کند. بعدها زیرگونه‌های متعددی از هوی متال نشات گرفت که از بسیاری از آنها صرفا تحت عنوان «متال» یاد می‌شود. در نتیجه، «هوی متال» در حال حاضر دارای دومعنای مجزاست: یکی نام گونه‌ای از موسیقی به همراه زیرگونه‌های آن، یا سبک دسته‌های اولیه هوی متال در دهه ۱۹۷۰ که گاهی اوقات متال سنتی نامیده می‌شود، و نمونه‌های آن دیپ پرپل، لد زپلین، و بلک سبت است.

هوی متال در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ طرفدارانی برای خود دست و پا کرد و در این هنگام بسیاری از زیرگونه‌های این نوع از موسیقی شکل گرفت. هوی متال در سرتاسر دنیا طرفداران بسیاری برای خود دست و پا کرده که به آنان «متال هد» و «هدبنگر» می‌گویند.

مشخصات

مشخصه اصلی هوی متال صدای گیتار، درون مایه‌های قوی و کلاسیک، سبک‌های بلوز یا سمفونیک است. با این وجود، زیر گونه‌های هوی متال تفاوتهای خاص خود را با نوع اصلی دارند که اغلب فاقد بسیاری از این مشخصات است.

به نقل از Allmusic.com، «در میان تمامی گونه‌های راک اند رول، هوی متال دارای بالاترین حد صدا، قدرت نمایی، و جنبه نمایشی است.»

آلات موسیقی

دسته‌های متال بیشتر اوقات از یک درامر، یک باسیست، یک گیتاریست ریتم، یک گیتاریست اصلی، و یک خواننده (که ممکن است نوازنده باشد هم باشد یا نباشد) تشکیل شده‌است. در برخی از سبک‌های هوی متال از کیبورد نیز استفاده می‌شود و برخی دیگر از استفاده از کیبورد امتناع می‌کنند، گرچه با به ظهور زیرگونه‌های مختلف استفاده ازکیبورد هم محبوبیت زیادی یافته‌است. با این وجود، گیتار بیشتر اوقات عنصر اصلی هوی متال است. از تغییر صدای گیتار برای ایجاد یک صدای قوی تر و 'سنگین' استفاده می‌شود. بعدها، تک نوازیها و برگردانهای ظریف تر بخش اعظم موسیقی هوی متال را تشکیل داد. گیتارسیت‌ها از انتخاب جارویی، تلنگر و دیگر تکنیک‌های پیشرفته برای نواختن سریع استفاده کردند، در حالیکه بسیاری از زیرگونه‌ها تبحر را به سادگی ترجیح می‌دهند. همچنین، با توسعه فناوری، روش‌های جدیدی برای تغییرصدای گیتار به وجود آمده‌است.

سبک آوازهای متال بسیار متنوع است. توانایی‌ها و سبک‌های خوانندگان از آوازهای اپرایی چند اوکتاوی ساخته راب هالفورد برای جوداس پریست و بوروس دیکنسون برای گروه دوشیزه آهنین گرفته، تا آوازهای خشن بین المللی لمی کیلمیستر از موتورهد را شامل می‌شود.

در خصوص صدای زنده، شدت صدا یکی از مهمترین عوامل در نظر گرفته می‌شود. به دنبال جیمی هندریکس و The Whoمنووار که زمانی در کتاب رکوردهای جهان گینیس از آن تحت عنوان «پر صداترین دسته موسیقی جهان» یاد می‌شد)، دسته‌های اولیه هوی متال معیارهای جدیدی برای شدت صدا در حین اجرا تعیین کردند. تونی یومی، گیتاریست پیشگامان هوی متال بلک سبت، یکی از نخستین نوازندگان هوی متال است که به دلیل صدای زنده موسیقی دچار مشکلات عدیده شنوایی شد. راک نواز دیترویت تد نوجنت و گیتاریست پیت تونشند عضو گروه The Who تقریبا کر شده‌اند. گروه یوداکسیس از کانادا معروف به داشتن طولانی ترین و بلندترین طبلهای باس (به طول شش پا) هستند، که برخی از آن به عنوان دلیل اهمیت اندازه یاد می‌کنند. تثبیت صدای هوی متال در هجو راک با نام «این ضربه فقرات است» اثر گیتاریست «نایجل توفنل، که اعتراف کرد آمپلی فایرهای مارشال وی به گونه‌ای تغییر یافته‌اند که »تا یازده بالا بروند" به تمسخر گرفته شده‌است.

در اواخر دهه هفتاد، ابتدا تین لیزی و سپس جوداس پریست استفاده از دو گیتار اصلی را باب کردند. گرچه پیش از آن دسته‌هایی همچون ویشبون اش، عقرب‌ها، و AC/DC از دو گیتار استفاده می‌کردند، در حالیکه جوداس پریست ریتمی دوگانه را مورد استفاده قرار داد، تین لیزی از دو گیتار اصلی به عنوان بخشی از صدای ثابت موسیقی خود استفاده کرد. بلافاصله، بسیاری از دسته‌ها، همچون دوشیزه آهنین، از این روند متابعت کردند.

درون مایه ها

در هوی متال نیز مانند محبوب ترین انواع موسیقی، تصاویر و ایماژها بخشی از موسیقی را تشکیل می‌دهد. گرچه جلد آلبوم و نمایش‌های صحنه‌ای هیچ گاه از خود موسیقی اهمیتی بیشتر نیافت اما به اندازه خود موسیقی ابزاری برای نشان دادن محتوا شد. بنابراین، بسیاری از هنرمندان، از طریق هوی متال، با هم همکاری می‌کنند تا فهرستی از تجربه در هر قطعه و mdash ایجاد کنند؛ تا از این طریق تجربیات متنوع تری برای شنوندگان ایجاد کنند. در این رابطه، هوی متال از دیگر انواع هنر که تنها یکه روش برای ابراز خود داشتند از تنوع بیشتری برخوردار است. در حالیکه بایک نقاشی از طریق تصویر ارتباط برقرار می‌شود، یک سمفونی از طریق شنیداری درک می‌شود، «ایماژ» هوی متال و درون مایه عمومی که تمامی موسیقی‌های آنان را مقید کرده علاوه بر صدای موسیقی از طریق تصاویر روی آلبوم، اجرای صحنه، آهنگ اشعار، و لباسهای دسته ابراز می‌شود.

مورخان موسیقی راک معتقدند تاثیر موسیقی پاپ غربی هویت فرار از واقعیت را از طریق اشعار و mdash عجیب و خیالی، به موسیقی هوی متال داده است؛ در همین حال موسیقی بلوز سیاهان آمریکا، با تمرکز بر خسران، افسردگی و تنهایی الگو:حقیقت واقعیت برهنه هوی متال را به آن می‌دهد.

اگر مولفه‌های فضا و درون مایه هوی متال عموما واقعیت متاثر از بلوز است، مولفه تصویری آن عموما تحت تاثیر خیالپردازی موسیقی پاپ است. درون مایه‌های تاریکی،پلیدی، قدرت و الهام مولفه‌های زبانی خطاب قرار دادن مشکلات زندگی هستند. هوی متال در واکنش به «صلح و عشق» فرهنگ هیپی در دهه ۱۹۶۰، به عنوان یک ضد فرهنگ، نشان داد که تاریکی جای نور را می‌گیرد و واقعیت برهنه جایگزین پایان خوش پاپ شده و همه چیز پایان خوشی نخواهد داشت. در حالیکه برخی از طرفداران معتقدند که ابزار تاریکی پیام هوی متال نیست، منتقدان هوی متال این نوع موسیقی را متهم به ستایش جنبه‌های منفی واقعیت کرده‌اند.

درون مایه‌های هوی متال عموما عمیق تر از درون مایه‌های ساده انگارانه پاپ دهه‌های ۱۹۵۰، ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ است؛ که توجه آن معطوف به جنگ، نابودی اتمی، مسائل زیست محیطی، و تبلیغات سیاسی یا مذهبی بود. «خوک‌های جنگی» اثر بلک سبت، و «قاتل بزرگان» اثر اوزی اوسبورن، «...و عدالت برای همه» (و نیز «اسب‌های فناشدنی»)، و «دو دقیقه به نیمه شب» اثر گروه دوشیزه آهنین، و بسیار از آوازهای سیستم سقوط نمونه‌هایی از بحث وضعیت امور هستند. گاهی اوقات تفسیر بیش از حد ساده می‌شود چرا که واژگان شعری متال در اصل به دوگانگی تاریکی در برابر روشنایی، امید در برابر نومیدی، یا خوب در برابر بد می‌پردازد، و جایی برای سایه‌های پیچیده خاکستری باقی نمی‌گذارد.

تاثیر موسیقی کلاسیک

تاثیرپذیری موسیقی هوی متال از موسیقی «کلاسیک» نوعا شامل تاثیر آهنگسازان بارک، رومانتیک و مدرنیست همچون باخ، پاگانینی، واگنر و بتهوون است و نه موتسارت یا هایدن. ریکی بلک مور گیتاریست Deep Purple/رنگین کمان از اوایل دهه ۱۹۷۰ نمادهای موسیقایی به عاریت گرفته از موسیقی کلاسیک را به کار گرفت؛ به دنبال ریکی بلک مور رندی رودز و اولی جان راس از عوامل نفوذ موسیقی کلاسیک در گیتار متال در طی دهه ۱۹۸۰ برای الگوی سرعت و تکنیک خود به اوایل قرن هیجده بازگشتند؛ گیتاریست تحت تاثیر موسیقی کلاسیک اینگوی مالمستین، که تبحر فنی وی الهام بخش شمار زیادی از نوازندگان نئوکلاسیک از جمله مایکل رومئو، مایکل انگلو باسیو و تونی مک آلپاین بود، بیش از همه در این میان مشهود است .

چندین کارشناس موسیقی و آهنگساز موسیقی متال نقش تریتون در هوی متال،<مرجع>Dunn، Sam) (۲۰۰۵) را متذکر شده‌اند. Metal: A Headbanger's Journey. موسسه وارنر هوم ویدئو (۲۰۰۶).</ارجاع> با استفاده از یک فاصله متنافر مرکب از یک نوت روت و یک چهار تقویت شده/پنج تضعیف شده، مثلا C و F، ظاهرا منجر به تولید یک صدای «سنگین»، «پلید»، تا حدی می‌شد که استفاده از آن در قرون وسطی ممنوع بود«Diabolus in Musica» («ابلیس در موسیقی»). تریتون محرک توسط آهنگسازان رومانتیک مورد استفاده قرار گرفت و مشخص کننده مقیاس بلوز (در مقابل مقیاس پنج آهنگی)، بخشی از میراث متال و عناصر زیربنایی تک نوازیها و برگردان‌های آن، مثلا، آغاز آواز اپونیم بلک سبت است.

اواخر دوره بارک در موسیقی غرب نیز اغلب از طریق دیدگاه گوتیک تفسیر شد. مثلا، «آقای کراولی،» (۱۹۸۱) توسط اوزی اوسبورن و گیتاریست رندی رودز، از یک ابزار نی مانند سینتی سایزر و تک نوازی‌های گیتار الهام گرفته از بارک برای خلق حالتی خاص برای اشعار اوسبورن در ارتباط با عالم به علم غیب آلیستر کراولی استفاده کرد. رودز در مقدمه «خاطرات یک دیوانه» در سال ۱۹۸۲، تاثیر بسیاری از«Etude #۶» اثر آهنگساز کوبایی گیتار کلاسیک لئو بروور گرفت. رودز همانند بسیاری دیگر از گیتاریست‌های متال دهه ۱۹۸۰، صراحتا از مطالعات «آموخته» نظریه موسیقی برای تثبیت صنعت ضعیف مجلات آموزشی گیتار (از جمله «گیتار برای آهنگسازان حرفه ای» که طی دهه شکل گرفته بود استفاده کرد. با این وجود، در اکثر موارد، آهنگسازان متال که تکنیک و بلاغت هنر موسیقی را به عاریت گرفته بودند تلاشی نکردند تا آهنگساز کلاسیک «باشند».

در دایره المعارف انکارتا آمده است: «زمانی که متن به موسیقی ارتباط داده شد، باخ توانست برای ایده‌های کلامی معادل هلی موسیقیایی بنویسد. گروه‌های Progressive rock مثل امرسون، لیک&پالمر و Yes پیش از پیدایش هوی متال این پدیده را بررسی کرده‌اند.

هوی متال از موضوعات فاجعه آمیز و تصاویر قدرت و تاریکی استفاده کره و قابلیت ترجمه دقیق ایده‌های زبانی به موسیقی برای کسب اصالت و اعتبار آن ضروری است. الگو:حقیقت یک مثال از این آلبوم Powerslave by Iron Maiden است . الگو:حقیقت پشت زمینه مربوط به صحنه‌های دراماتیک مصری است و بسیاری از آهنگ‌های درون آلبوم از اصواتی تشکیل شده‌اند که یاد آور مرگ و زندگی هستند. نمونه آن آهنگ»The Rime of the Ancient Mariner," بر اساس شعری از ساموئل تیلور کالریج است. آیرن میدن نوازنده باس