|
|
Swords in the wind I Surrender My Soul Odin Hear My Call One Day I'll Sit Beside Your Throne In Valhalla's Great Hall Like So Many Before Me I'll Die With Honor And Pride The Right Of A Warrior Forever To Fight By Your Side Send A Sign Raise The Sail Wave A Last Goodbye Destiny Is Calling Immortality Be Mine Call The Witch To Cast The Runes, Weave A Magic Spell We Who Die In We Are Sons Of Odin The Fire We Burn Inside Is The Legacy Of Warrior Kings Who Reign Above In The Sky I Will Lead The Charge My Sword Into The Wind Sons Of Odin Fight To Die And Live Again Viking Ships Cross The Sea, In Cold Wind, And Rain Sail Into The Black Of Night Magic Stars Our Guiding Light Today The Blood Of Many I'll Send Into The Ground Laughing As They Die. We Are Sons Of Odin The Fire We Burn Inside Is The Legacy Of Warrior Kings Who Reign Above In The Sky I Will Lead The Charge My Sword Into The Wind Sons Of Odin Fight To Die And Live Again Viking Ships Cross The Sea, In Cold Wind, And Rain Sail Into The Black Of Night Magic Stars Our Guiding Light Place My Body On A Ship And Burn It To The Sea Let My Spirit Rise Valkries Carry Me Take Me To Fire Burning To The Sky My Spirit Will Never Die I Will Lead The Charge My Sword Into The Wind Sons Of Odin Fight To Die And Live Again Viking Ships Cross The Sea, In Cold Wind, And Rain Sail Into The Black Of Night Magic Stars Our Guiding Light شمشیرها در باد : من روحم را تسخیر کردم ، اودین صدای مرا بشنو که یک روز من در کنار تخت پادشاهی تو در تالار بزرگ والهالا می نشینم درست مثل بساری از گذشتگان من ، من با افتخار و سربلندی خواهم مرد حق یک جنگجوست برای همیشه که در کنار تو بجنگد. علامتی بفرست بادبانها را برافراشته کن، دست تکان بده برای آخرین خداحافظی سرنوشت ندا می دهد که جاودانگی از آن من است به ساحره بگو از نشان جادویی ، طلسمی بساز از سحر خود ما کسانی هستیم که می میریم در جنگ ، زاده شدیم نه برای بهشت و نه برای جهنم. ما پسران اودین هستیم آتش را درون خود شعله ور ساختیم آتشی که میراث پادشاهان جنگجو ست کسانی که حکمرانی میکردند در بالا در آسمان من حمله را فرماندهی می کنم در حالی که شمشیرم را در باد برافراشته ام پسران اودین می جنگند تا کشته شوند و زندگی دوباره ای را آغاز کنند. کشتی وایکینگ ها از دریا عبور می کنند، در باد، در باران... با بادبانهای برافراشته ، در تاریکی شب ستاره های جادویی نور راهنمای ما هستند. امروز خون رزم بر روی سلاح من هرگز خشک نمیشود بسیاری را به خاک انداختم و بر مرگ آنها قهقهه میزنم یو ها ها ها.... ما پسران اودین هستیم و آتشی درون خود برافروخته ایم آتشی که میراث پادشاهان جنگجو ست کسانی که حکمرانی میکردند در بالا در آسمان من حمله را فرماندهی می کنم در حالی که شمشیرم را در باد برافراشته ام پسران اودین می جنگند تا کشته شوند و زندگی دوباره ای آغاز کنند. کشتی وایکینگ ها از دریا عبور می کنند، در باد، در باران... با بادبانهای برافراشته ، در تاریکی شب ستاره های جادویی نور راهنمای ما هستند. جسم مرا بر روی کشتی قرار دهید و در دریا آتش بزنید اجازه دهید روح من برخیزد و خدمتکاران اودین مرا حمل کنند مرا به والهالا ببرید جاییکه برادرانم منتظر منند آتش به آسمان شعله می کشد و روح من هرگز نمی میرد من حمله را فرماندهی می کنم در حالی که شمشیرم را در باد برافراشته ام پسران اودین می جنگند تا کشته شوند و زندگی دوباره ای آغاز کنند. کشتی وایکینگ ها از دریا عبور می کنند، در باد، در باران... با بادبانهای برافراشته ، در تاریکی شب ستاره های جادویی نور راهنمای ما هستند. نوشته شده در پنجشنبه 17 آبان1386 ساعت 7:13 بعد از ظهر توسط حسام برادران هم خون Blood Brothers Album: Gods Of War Year: 2007 وقتی جهان تو را پس می زند یک دوست هیچگاه نه نخواهد گفت این یک توانایی هست که همه ما آن را داریم ولی این آن توانایی نیست که ما نشان می دهیم و در تاریک ترین ساعات تو در تاریک ترین شب های تو هر کاری که زندگی بخواهد بکند من برای تو اینجا هستم هر جا که هستی به من فکر کن وقتی که به نظر می رسد که داری به آخر می رسی مرا صدا بزن ، بدان که من در قلب توام [صدا بزن] کسی را که همیشه می توانی به او وابسته باشی (امید داشته باشی) من دوست تو هستم ما از هم دور هستیم ستاره ها هم همینگونه اند وقتی احساس تنهایی می کنی یکی هست که در رنج و سختی با تو شریک است برای یک دوست واقعی نمی توان قیمتی تعیین کرد هیچ چیزی پرداخت نمی کنی من یادم می آید که تو کنار من ایستاده بودی من در تمام راه با تو هستم هر جا که هستی به من فکر کن وقتی که به نظر می رسد که داری به آخر می رسی مرا صدا بزن ، بدان که من در قلب توام [صدا بزن] کسی را که همیشه می توانی به او وابسته باشی (امید داشته باشی) من دوست تو هستم هر جا که هستی به من فکر کن وقتی که به نظر می رسد که داری به آخر می رسی مرا صدا بزن ، بدان که من در قلب توام [صدا بزن] کسی را که همیشه می توانی به او وابسته باشی (امید داشته باشی) من دوست تو هستم هر جا که هستی به من فکر کن وقتی که به نظر می رسد که داری به آخر می رسی مرا صدا بزن ، بدان که من در قلب توام [صدا بزن] کسی را که همیشه می توانی به او وابسته باشی (امید داشته باشی) من دوست تو هستم نوشته شده در سه شنبه 29 اسفند1385 ساعت 6:36 بعد از ظهر توسط حسام Sons Of Odin (oh) Glory and fame نوشته شده در پنجشنبه 11 آبان1385 ساعت 12:50 بعد از ظهر توسط حسام
فریاد بکِش و بکُش برادرها من دارم از دره ی پادشاهان با شما سخن می گویم بدون هیچ گناهی برای قصاص شدن یک رژه ی عظیم در پیش است و ما با هم خواهیم تاخت مانند آذرخشی از آسمان امیدوارم شمشیرتان تر(آغشته به خون)بماند مانند دختری در آغاز جوانی اش چکش هایتان را بالا نگه دارید(چکش در افسانه های یونان نشانه ی قدرت است) خون و مرگ مانند کلاغی در آسمان منتظرند زاده شده ام که بمیرم حالا که زنده ام به من گوش کنید تا وقتی به چشمانتان می نگرم هیچ کدام از شما دروغی نخواهید شنید قدرت و حکومت با اراده بدست می آیند(پیام همیشگی منووار) با حقی الهی فریاد بکِش و بکُش فریاد بکِش و بکُش فریاد بکِش و بکُش پدر من یک گرگ صفت بود من برای او فرزندی مرده بودم سوگند خورده ام که دوباره برخیزم رستگاری(برای درست کاران)مجازات و بدبختی(برای بد کاران)را با خود خواهم آورد چکش نفرت پیمان ماست قدرت و حکومت با اراده بدست می آیند با حقی الهی فریاد بکِش و بکُش فریاد بکِش و بکُش فریاد بکِش و بکُش جسم حیوانی آن ها را بدرید قلب هایشان را بسوزانید بر چشمانشان خنجر فرو کنید تا در حال گریه کردن هستند زن هایشان را بزور بگیرید خدمتکار هایشان را بکُشید خانه هایشان را بسوزانید تا دیگر خونی برای ریختن باقی نماند فریاد بکِش و بکُش قدرت و حکومت با اراده بدست می آیند با حقی الهی فریاد بکِش و بکُش فریاد بکِش و بکُش نوشته شده در دوشنبه 13 شهریور1385 ساعت 5:23 بعد از ظهر توسط حسام
Here our soldiers stand from all around the world Waiting in a line to hear the battle cry All are gathered here, victory is near The sound will fill the hall, bringing power to us all
We alone are fighting for metal that is true We own the right to live the fight; we're here for all of you Now swear the blood upon your steel will never dry Stand and fight together beneath the battle sky
{Chorus} Brothers everywhere - raise your hands into the air We're warriors, warriors of the world Like thunder from the sky - sworn to fight and die We're warriors, warriors of the world
Many stand against us, but they will never win We said we would return and here we are again To bring them all destruction, suffering and pain We are the hammer of the gods; we are thunder, wind and rain.
There they wait in fear with swords in feeble hands With dreams to be a king, first one should be a man I call about and charge them all with a life that is a lie And in their final hour they shall confess before they die
{Chorus}
If I should fall in battle, my brothers who fight by my side Gather my horse and weapons; tell my family how I died Until then I will be strong, I will fight for all that is real All who stand in my way will die by steel
Brothers everywhere - raise your hands into the air We're warriors, warriors of the world
قهرمانان دنیا
سربازان ما از تمام نقاط دنیا منتظر در صفهایشان برای شنیدن فریاد نبرد همه مان اینجا جمع شده ایم. پیروزی نزدیک است صدا(شمشیر) سرسرا را پرخواهد کرد و قدرت برای ما به ارمغان خواهد آورد.
تنها ماییم که داریم میجنگیم برای metal ای که راستین است (تفکر متال ) تنها ما بر حقیم که جنگ را زنده نگه داریم و برای تمام شما اینجا هستیم اکنون سوگند یاد کن که خون بر شمشیرت خشک نخواخد شد بایستیم و بجنگیم کنار هم زیر آسمان جنگ
{تکرار} هم پیمانان در هرکجایید دستهاتان را درهوا برافرازید که ما قهرمانانیم ، قهرمانان جهان چون آذرخش از آسمان ، پرخاشجو میجنگیم و میمیریم که ما قهرمانانیم ، قهرمانان جهان
بسیاری در برابرمان ایستاده اند اما پیروز نخواهند شد گفته بودیم که بازخوایم گشت و اکنون اینجاییم تا برایشان نابودی ،رنج و درد بیافرینیم که ما پتک خدایانیم ، ما تندر و بادو بارانیم
آنجایند منتظر در ترس با شمشیرهایی در دستان لرزان در آرزوی فرمانروایی ، کدامشان اولین مرد خواهد بود؟ من میخوانمشان و به آن ها وعده ی زندگی ای را میدهم که دروغی بیش نیست. و در آخرین ساعت عمرشان آن ها باید اعتراف کنند قبل از مرگشان (رسم مسیحیان)
{تکرار}
اگر در رزم سقوط کردم. هم پیمانانم که در کنارم می جنگید. اسب و سلاحم را گرد آورید و به خانواده ام بگویید که چگونه مردم. به محض این که قدرتمند بشم ، خواهم جنگید برای آنچه راستین است. و تمام کسانی که بر سر راهم ایستاده اند با شمشیر خواهند مرد
هم پیمانان در هرکچایید دستهاتان را درهوا برافرازید که ما قهرمانانیم ، قهرمانان جهان نوشته شده در چهارشنبه 1 شهریور1385 ساعت 12:37 بعد از ظهر توسط حسام وقتی می آیند من آماده ام.من گفته های درون آن ها را می شنوم.ستارگان در بهشت تکان می خورند،به زودی همه یکی خواهند شد. THOR، خدای رعد می گذارد من با شمشیری که در دست دارم بمیرم.دستانتان را بالا بگیرید و شمشیرها را برافراشته کنید برادران (هم پیمانان) متال باردیگر هم با هم هستند. ما به همراه خونی که در صدایمان است می تازیم. ما می جنگیم تا پیروز شویم یا می جنگیم تا بمیریم.خدایان رعد و آتش و باران زمین را به گونه ای ویران می کنند تا چیزی باقی نماند.فرزندان شیطانی من به شما دستور می دهم که پرواز کنید و از دوزخ به آسمان(بهشت)بتازید. ما خواهیم جنگید تا بمیریم.
نوشته شده در دوشنبه 19 تیر1385 ساعت 8:32 بعد از ظهر توسط حسام Manowar,Manowar dar jade zendegi mikonad
vaghti ke ma dar shahr hastim bolandgooha miterekand ma adamhaye bibokhar ra dorekhodemoon jam nemikonim chonke khaili saroseda darim tanha tarafdaraye haghighi metal hastand ke be dore Manowar jam mishavand anha mikhahand ma ra beforooshand
vali davam nakhahand avard hengami ghiam konim shomara pas khahim zad be soozandan edame khahim dad hamishe hamintor khahim bood goorhhaye digar minavazand Manowar mikoshad goorhhaye digar minavazand Manowar mikoshad ma doost darim (metal) sakht bashad ,saree bashad
ma ghavitarin ampli fireha ra darim ke mikhorooshand metalhaye haghighi mikhahand rock bashand.nemikhahand khodnamayi konand anha lebashaye charmin va jin mipooshand na lebashaye titish mamani anha mikhahnd ma ra forookesh konand
hengamike ghiam konim shoma ra pas khahim zad be soozandan edame khahim dad hamishe hamintor khahad bood goroohhaye digar minavazand manowar mikoshad goroohhaye digar minavazand manowar mikoshad ma salatine metal hastim ke varede shahr mishavim
hengamike shoroo mikonim saghfha foroo mirizand say nakonid be ma begooyid sedayetan khaili boland ast zira be hichvajh nemitavanid ma ra aroom konid anha mikhahand mara beforooshand
ama anha davam nakhahand avard hengamike ghiam konim shomara pas khahim zad be soozandan edame khahim dad hamishe hamintor khahim bood goroohhaye digar minavazand Manowar mikoshad برگرفته ازMetal biography نوشته شده در یکشنبه 18 تیر1385 ساعت 11:55 قبل از ظهر توسط حسام نبرد براي آزادي از ميان خشكي صدايي شنيده مي شود اين صدا از ميان دريا نيز به گوش مي رسد تنها هنگامي كه با قلبت به آن گوش مي دهي، آن را مي شنوي و آن گاه اين اميد به وجود مي آيد كه روزي آزاد شوي براي شنيدن صداي آزادي افراد زيادي جان خود را از دست داده اند آنها براي تو و من جنگيدند خاطرات آنها هميشه همراه ما خواهد زيست و اكنون زمان ماست كه آزاد باشيم جايي كه عقابها پرواز مي كنند من به زودي آنجا خواهم بود اگر مي خواهي همراه من پيش بيايي دوست من اين سخنان را بگو و آن گاه آزاد خواهي بود از ميان كوهها تا درياها ما براي به دست آوردن آزادي خواهيم جنگيد بنابراين با صداي بلند فرياد بكش تا تمام دنيا بشنوند از درياها تا درياهاي درخشان بگذار آزادي به صدا در آيد و هر انساني پادشاه شود و چون انساني يگانه در طول زمان زندگي كند اكنون زمان آن است كه همگي در كنار هم بايستيم سپس دستهايتان را بالا بريد و به آنها نشان دهيد كه ما قوي هستيم در كنار هم،نبرد براي هميشه ادامه خواهد يافت در حالي كه با چنين صدايي،راه ميدان نبرد را مي پيماييم .نوشته شده در پنجشنبه 15 تیر1385 ساعت 1:4 بعد از ظهر توسط حسام
ستاره شمال همیشه مرا هدایت میکند هنگامی که آسمان ها زمستان تیره هستند و در انتظار خورشید هستند تسلیم نخواهم شد مرا میخوانند انتظار می کشم تا هنگامی که دیگرا نبه گمراهی رهبری شوند پسرانم پیش روید به هر نحویپپیش روید هنگامی که من دیگر رفته ام پیش روید هنگامی که روز بلندی در پیش است یا به هر نحوی به جلو پیش روید یا وقتی که طولانی تر از همیشه با هم هستیم آنگاه برای همیشه ادامه می دهیم
اریک آدامز نوشته شده در جمعه 25 فروردین1385 ساعت 10:50 قبل از ظهر توسط حسام نوشته شده در دوشنبه 7 فروردین1385 ساعت 4:49 بعد از ظهر توسط حسام |
This Template designed by ParsTheme , Copyright © 2006 all rights reserved